مرتضى راوندى
123
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تكليف وجود نداشت . در تشكيلات ژنس مرد به جنگ مىرفت ، شكار مىكرد ، به صيد ماهى مىرفت ، مواد اوليهء خوراك و ظروفى كه براى اين كار ضرورى بود ، تهيه مىنمود ، و زن به امور خانه رسيدگى مىكرد ، مىپخت ، مىبافت ، مىدوخت . هريك از آنها صاحب اختيار قلمرو خودشان بودند . آنچه بطور مشترك حاصل مىشد ، بطور مشترك مورد استفاده قرار مىگرفت . هنوز اين جمله كه مىگويند : « مالكيت ثمرهء كار شخصى است » معنى و مفهومى نداشت . ولى بشر در اين مرحله باقى نماند بلكه ، چنان كه قبلا اشاره كرديم ، در شرق نزديك و خاورميانه بشر به پرورش و تربيت حيوانات توفيق يافت و قبايل چوپان از بركت گلهدارى و زراعت ، داراى شير ، گوشت ، پوست ، پشم و نخ و پارچه شدند . كشاورزان نيز با افزارهاى ابتدايى خود مقدارى مواد غذايى تهيه مىكردند . از اين دوره به بعد فكر مبادله در بين قبايل قوت گرفت . قبايل چوپان به همسايگان خود يكى از حيوانات اهلى را عرضه مىكردند و قبايل زارع ، حيوان را با ميل براى مبادله مىپذيرفتند . در آن دوره حيوان نقش « پول » را انجام مىداد . پيدايش بردگى تربيت حيوانات ، و اختراع چرخ ارابه و گاوآهن و افزايش محصولات كشاورزى و رشد تدريجى صنعتهاى خانگى ، سبب گرديد كه انسان بيش از محصولى كه براى نگاهدارى خود لازم داشت ، توليد كند . از اين دوره همه به فكر افتادند كه از نيروى كار خود و ديگران بهرهبردارى كنند . جنگ ، اين نيروها را در اختيار فاتحان قرار داد ، به اين معنى كه از اين پس اسراى جنگى را به غلام مبدل نمودند . قبل از اين تاريخ ، دشمنان مغلوب را يا مىكشتند يا آنها را به عنوان برادر در قبيلهء فاتحين مىپذيرفتند . زنان را شوهر مىدادند و يا آنها و فرزندانشان را درشمار اعضاى قبيله قبول مىكردند . ولى بعدها ، كه در اثر پيشرفت زراعت و پرورش حيوانات و استفاده از فلزات و پارچهبافى نيروى كار بشر ارزش مبادله پيدا كرد و در معرض فروش قرار گرفت ، از كار اسيران جنگى براى فعاليتهاى اقتصادى استفاده كردند ، بخصوص كه اسيران مذكور هم مانند حيوانات توليد نسل مىكردند و زياد مىشدند . از اين تاريخ نه تنها گلههاى چهارپايان بلكه گلههاى بشرى نيز به نام غلام و برده در اختيار رؤساى خانوادهها قرار مىگيرد . به اين ترتيب ، مىبينيم كه تقسيم قبيلهها به چوپان و زارع و بالا رفتن ميزان توليد و افزايش ثروت يك دنباله و نتيجهء قطعى به بارآورد و آن عبارت از بردگى بود . از اين پس جامعهء بشرى به دو طبقهء ارباب و بنده تقسيم مىشود . از اين دوره انقلاب عظيمى در خانوادهها پيدا شد ، سود و بهرهبردارى هميشه نصيب مرد بود زيرا اهلى كردن حيوانات و حفظ و نگهدارى از آنها بر عهدهء مرد بود و زن بر خلاف گذشته مقام دوم را احراز كرد . در اين مرحله كارى كه زن در خانه انجام مىداد در پهلوى كار پرمحصول مرد هيچ بود . از همينجا مىتوان فهميد كه نجات زن و مساوات او با مرد تا وقتى كه زن از كار مثمر اجتماعى بر كنار باشد غير ممكن است . نظام بردهدارى « يكى از دورههاى مهم تاريخ بشر دوران پرتلاطم بردهدارى است . . . كشورهايى كه در آنها نظام بردهدارى كلاسيك پديد آمد و تكامل