مرتضى راوندى
119
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
متاعى را بفروشند لازم بود مقدارى نقره ، كه معادل قيمت كالا باشد ، وزن شود و در اين كار تقلب در وزنها بسيار آسان بود . از طرف ديگر ممكن بود فلزى را همكه در ازاء قيمت كالا مىدادند تقلبى باشد . كمى بعد از سال 800 قبل از ميلاد ، پادشاهان آشور و سوريه ، شمشهاى نقره را علامتگذارى كردند و به اين ترتيب ، عيار آن را تضمين نمودند و سپس سكههايى كه شكل و وزن واحدى داشت و از طرف دولت علامتگذارى شده بود ، به جريان افتاد و از وزن كردن آنها ديگر جلوگيرى شد . بنا به روايات قديم و افسانهها ، كرزوس پادشاه ليدى كه از راه حملونقل كالاها از كشور خود ثروتمند شده بود مخترع سكه مىباشد . . . نخستين سكههاى ليدى از « االكتروم » يعنى مخلوطى از طلا و نقره بود . سكههاى نقره و مسكوك طلاى پارسها هم ارزش زيادى داشتند . . . تا قبل از تعميم سكه ، كشاورز تهىدست كه مىخواست خيش آهنى بخرد فداى منافع دستفروش ماهر بود و كارگر كه در مقابل كار خود جنس دريافت مىكرد ، نمىتوانست از دستمزد خود استفاده كند . مسكوك كوچك ، همهء اين مسائل را حل كرد ، يك دهقان از اينپس مىتوانست مازاد محصول مزرعهء خود را به پول ، كه استفاده از آن آسان بود ، تبديل كند و در خريد لوازم مورد نياز خود آن را به كار ببرد . توليدكنندگان كمسرمايه يعنى خردهفروشها ، متاع خود را در مقابل پول كه صرفهجويى و پسانداز كردن آن امكان داشت به فروش مىرسانيدند . كارگر ديگر مجبور نبود كه دستمزد خود را ( كه تا آنموقع با جنس پرداخت مىشد ) بخورد . ظهور اقتصادى پولى به همه اجازه داد كه از مزاياى تمذن بهرهمند شوند . اما پول ، توليدكنندگان كوچك را مطيع صاحباختيار ديگرى كرد . اين صاحباختيار ، پولدار رباخوار بود و متأسفانه هرجا كه پول ظاهر مىشد ، منفعت و رهن و بدهكارانى را كه كارشان به غلامى مىكشيد ، همراه خود داشت . در مجامع يهود ، يونانى ، و ايتاليايى جدال بدهكار و طلبكار ، رايجتر از نخستين اختلافات سياسى بود . بعد از استقرار امپراتورى روم ، فعاليتهاى اقتصادى بيشازپيش كسب اهميت كرد . . . . كاروانهاى شتر درحالىكه كالاهايى از قبيل ادويه ، عطريات ، دارو و جواهرات داشتند مرتبا از صحرا مىگذشتند . اين كاروانها از عربستان و بين النهرين به راه افتاده به شهرهاى پترا ، غزه ، بعلبك ، پالمير . . . مىرفتند . تجارت دريايى ميان مصر و هند بر اثر مراقبت روم توسعه يافت و در نتيجه ، اعراب كه حملونقل كالاها را با قافله منحصر به خود كرده بودند تا حدى از ميدان فعاليت خارج شدند . . . با استفاده از بادهاى موسمى مسافرت ميان مصر و هند ششماه طول مىكشيد و براى مراجعت از هند به مصر حداكثر سهماه كافى بود . . . كاروانهاى دريايى كالاهاى هندى و چينى را به بازارهاى روم حمل مىكردند . واردات معمولا شامل محصولات تجملى از قبيل رقاصه ، طوطى ، آبنوس ، عاج ، مرواريد ، سنگهاى قيمتى ، ادويه و عطر هند و ابريشم و داروهاى چينى بود . بعضى از آنها مانند فلفل مورد نياز عموم و در درجهء اول اهميت قرار داشت . . . روميها علاوه بر سكههاى طلا ، پارچههاى درجه اول ، لوازم شيشهاى يا فلزى ، و پوست آهو براى نوشتن به شرق صادر مىكردند . . . » « 32 »
--> ( 32 ) . سير تاريخ ، پيشين ، ص 183 به بعد ( به اختصار ) .