مرتضى راوندى
88
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
انسانى بگذرد و با خود سهسنگ در جاده بيفكند . اعتقاد به جن و ديو را حتى به فرزندان خود تلقين مىكردند . ايام را به سعد و نحس تقسيم مىكردند و در مواقع شوم عروسى نمىكردند ، محكمهاى تشكيل نمىدادند و به هيچ كار مهمى دست نمىزدند . يك عطسه يا لغزش مختصرى سبب انصراف شخص از مبادرت به عملى مىشد . يك خسوف جزئى لشكرها را متوقف مىساخت و وادار به عقبنشينى مىكرد و گاه نيز موجب مى - شد كه نبرد يا واقعهاى ناگوار پايان يابد . . . خشم پدر و نوميدى گدا سبب لعن و نفرين مىشد . . . جادوگران مىتوانستند نيروى مردى را بيفزايند يا برعكس مرد يا زنى را با داروهاى پنهانى كاملا عقيم كنند . . . اين مردمى كه در جهانى پر از نيروهاى لاهوتى و غير طبيعى زندگى مىكردند چنين مىپنداشتند كه حوادث زندگى دستخوش ارادهء شياطين و ارواح و خدايان است . پس براى آگاهى از ارادهء خدايان و شياطين و ارواح به غيبگويان و ستارهشناسان و تعبيركنندگان خواب و غيره متوسل مىشدند . . . گاهى مردان و زنانى يافت مىشدند كه ادعاى وحى و الهام مىكردند و مىگفتند پرده از پيش چشمشان برداشته شده . . . « 173 » تفأل هاتف - يونانيان براى هرسانحهاى كه پيش مىآمد و براى مشورت در هرامر مهمى به « دلف » مىآمدند و با « آپولون » مشورت مىكردند . يكى براى اختيار همسر ، ديگرى راجع به مسافرت ، بعضى براى ريختن شالودهء يك بنا يا آبادى و يا سلامت خود ، و سياستمداران براى اقدام به جنگ يا تقاضاى صلح استخاره را ضرورى مىدانستند . هاتف دلف كه در واقع خود كهنه بودند با ناله و فرياد و كلمات مقطع و مرموز مطالبى بر زبان مىراندند و يكى از كهنه توجيه و تفسير مىكرد . در سراسر يونان دويست بقعه و معبد بود كه حرم و معبد دلف از همهء آنها معروفتر بود تا جايى كه گاه فراعنهء مصر و پادشاه ليدى با فرستادن هدايا و تحف با معبد آپولون مشورت مىكردند . گله از خدا كرزوس پادشاه سابق ليدى پسازآنكه از كورش شكست خورد ، كورش وى را مخاطب قرار داد و گفت از من چيزى بخواه « كرزوس جواب داد : آن خواهم كه اجازه دهى اين زنجير را من براى خداى يونانى كه مى - پرستيدم بفرستم و از او بپرسم كه آيا رواست خدا پرستندگان خود را چنين بفريبد . » « 174 » بعد كرزوس زنجير را با رسولانى به معبد دلف فرستاد تا از قول او بگويند : « آيا براى خدايى شرمآور نيست كه كرزوس را به جنگ با پارسيها ترغيب كرده بگويد دولت كورش را منهدم خواهد كرد ، و بالاخره نتيجهء فتوحات كرزوس اين باشد . . . آيا حقناشناسى صفت عموم خدايان نيست ؟ » « 175 »
--> ( 173 ) . همان ، ص 333 به بعد . ( 174 ) . آلبرماله و ژوال ايزاك ، تاريخ ملل شرق ، ترجمهء عبد الحسين هژير . ( 175 ) . حسن پيرنيا ، ايران باستان ، ص 282 .