محمود كتبى
9
تاريخ آل مظفر ( فارسي )
به نام آنكه جان را فكرت آموخت سخنى چند بر سبيل مقدمه بيست و هشت سال پيش هنگامى كه در انديشهء تصحيح تاريخ گزيده بودم ، كتاب حاضر را كه به صورت ذيلى بر تاريخ گزيدهء حمد اللّه ( حمد ) مستوفى در نسخهء عكسى براون آمده بود ديدم و آن را شايستهء تصحيح و نشر يافتم . زيرا هم از لحاظ احتوا بر شرح حال سلاطين آل مظفر ارزنده بود هم از لحاظ سبك ساده و روان و شيرين آن . چنين بود كه به تصحيح آن پرداختم و مطالب آن را با ديگر مراجع مهم مربوط بدين سلسله مقابله و مقايسه كردم و آنچه را ناقص يا مبهم يافتم به مدد مراجع مزبور تصحيح و تكميل نمودم و به ناشر سپردم . ولى بدبختانه كتاب مزبور آن طور كه مىخواستم مطلوب و مرغوب از چاپ در نيامد . زيرا ظاهرا ناشر مزبور روا نديده بود كه اين كتاب كم حجم غير مشهور را كه نه اسمى مطول و مسجع داشت نه مطلبى درخور ذوق و سليقه عامه به نحوى نفيس و دلچسب چاپ كند . شايد هم از آن لحاظ كه مصحح كتاب دبير جوانى بود از دبيرستانهاى تهران نه محقق دانشمندى از جمع اديبان و مورخان و چهرههاى شناختهشدهء زمان . اين بىتوجهى ناشر چنان بود كه پس از مدتها تأخير و به امروز و فردا انداختن ، حتى فهرست اعلام كتاب را كه فراهم آورده بودم چاپ نكرد و كتاب به صورتى ناقص و ابتر با كاغذ كاهى و جلد مقوايى منتشر گرديد . با اين همه اين كتاب در اندك مدتى ناياب شد و ساليان دراز ناياب ماند . تا اينكه امسال مؤسسهء انتشاراتى امير كبير خواستار تجديد چاپ آن شد . بديهى است كه پيشنهاد آن مؤسسه را با دل و جان پذيرفتم . زيرا آن را كارى مفيد و در عين حال آسان مىپنداشتم . اما به