محمود كتبى

35

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

مدت چهار سال ملازم بود . در غرهء شوال سنهء ست عشر و سبع مائه ، الجايتو سلطان وفات كرد و پادشاه سعيد ابو سعيد بهادر خان به قائم مقامى پدر بر مسند خانى نشست . تربيت او زيادت كرد . در سنهء سبع عشر و سبع مايه متوجه ميبد شد و به حكومت آنجا و محافظت راهها مشغول گشت و ملازمت مجلس علما و فضلا اختيار كرد و در وطن اصلى قرار گرفت . چون مرتضى اعظم سيد عضد الدين يزدى 14 از شحنگى فارس مراجعت نمود ، در امور پادشاهى فتورى مىديد . خواست تا در يزد متوطن شود . چون حكم پادشاه نبود ، حكام يزد به اتفاق امير مبارز الدين به دفع آن مشغول شدند . سيد چون ديد كه فائده نمىدهد متوجه اردو شد و اين اول دولت اين خاندان بود . در اثناى اين حال امير كيخسرو بن محمود شاه انجو 15 كه سالها حكومت بر و بحر فارس و كرمان و شبانكاره او و برادران او كردند و از نسل خواجه عبد اللّه انصارى رحمة اللّه عليه بودند ، نسبش بر اين موجب : محمود شاه بن فضل اللّه الملقب به آق خواجه و كان ساكنا بقرية سوهقان من ضياع قزوين و هو ابن عبد اللّه بن اسعد بن نصر اللّه بن محمد بن عبد اللّه انصارى به يزد آمد و با اتابك حاجى شاه بن اتابك يوسف شاه عقد دوستى بستند و امير محمد در ميبد بود . امير كيخسرو شنيده بود كه اسبى بىنظير در طويلهء ميبد است . جهت آن اسب عزيمت آنجا نمود . امير مبارز الدين شرائط مهماندارى به تقديم رسانيد و آن اسب پيشكش كرد و ميان ايشان اتحادى عظيم پيدا شد . تا امير كيخسرو در ميبد بود ، اتابك حاجى شاه را به جهت پسرى خوب صورت كه ملازم نائب امير كيخسرو بود « 6 » منازعتى شد . چنانچه به محاربه انجاميد و نائب كشته گشت . چون امير كيخسرو اين حال بشنيد خواست كه به اتفاق امير محمد به انتقام رود . امير محمد گفت صواب آن باشد كه اعلام نواب پادشاه كنند تا چه حكم فرمايد . امير كيخسرو عرضه داشتى كرد ، مشتمل بر آنكه اتابك حاجى شاه به واسطهء اين فعل شنيع از اطاعت بيرون رفته . حكم صادر شد كه امير مبارز الدين با لشكر خود به اتفاق امير كيخسرو به انتقام مشغول شوند . چون برسيدند ، حربى عظيم واقع شد و از طرفين بسيار كس به قتل آمدند تا عاقبة الامر اتابك را مجال مقاومت

--> ( 6 ) . جامع : جهت پسرى خوب صورت كه ملازم او بود و ملازم نائب شد .