محمود كتبى

33

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

گردانيده به درگاه آورد . امير مظفر با لشكرى جرار عازم شبانكاره شد . چون به شبانكاره رسيد آن جماعت به مقابله پيش آمدند . حربى سخت واقع شد . امير مظفر آن لشكر را منهزم گردانيد و شرح حالات را عرضه داشت اردو كرد . بعد از آن خستگيى روى نمود و مدت سه ماه مرض متمادى گشت . چون اندك صحتى دست داد ، بعضى از دشمنان سقمونيا در نخود آب كرده به دو دادند . ديگرباره نكسى شد و در ثالث عشر ذى القعده سنه ثلاث عشر و سبع مائه درگذشت . هستى طمع مدار كه بىداغ نيستى * كس در نيامدست به دروازهء جهان امن از جهان مجوى كه مير اجل درو * هرگز نداده است كسى را به جان امان او را از شبانكاره به ميبد نقل كردند و در مدرسه‌اى كه خود بنا كرده بود ، مدفون گشت . او را يك پسر و دو دختر بود 8 : يك دختر از خاتون تاجيك و يك دختر و پسر از خاتون ترك . دختر كوچك 9 را به برادرزادهء خود امير بدر الدين ابو بكر داد و از ايشان شاه سلطان شد و امير مبارز 10 و دو دختر : يك دختر والدهء حرم سلطان احمد بود ، خاتونى صالحهء عابدهء صائم الدهر بود و عمرى طويل يافت 11 و يك دختر والدهء امير غياث الدين محمد « 5 » بن خواجه قطب - الدين سليمان شاه بن محمود بن كمال بود .

--> ( 5 ) . نسخهء لندن : محمود و به‌نظر اصح است .