محمود كتبى
142
تاريخ آل مظفر ( فارسي )
دگر بقيهء ابدال شيخ امين الدين * كه يمن همت او كارهاى بسته گشاد دگر شهنشه دانش « عضد » كه در تصنيف * بناى كار « مواقف » به نام شاه نهاد دگر كريم چو حاجى قوام دريا دل * كه نام نيك ببرد از جهان به بخشش و داد اين شيخ مجد الدين اسماعيل ممدوح حافظ پسر قاضى ركن الدين يحيى از ممدوحين سعدى است . اين بطوطه شرح دلانگيزى از مجلس مصاحبت شيخ مجد الدين و شيخ ابو اسحق بيان داشته : « روزى به زيارت وى رفتم . سلطان ابو اسحق پادشاه شيراز در برابر او گوش بهدست نشسته بود . چنانكه گفتهايم اين علامت نهايت ادب و احترام در ميان آنان ( - ايرانيان ) است و مردم فقط در برابر پادشاه اين عمل را مىكنند . بار ديگر كه به ديدار قاضى رفتم ، در مدرسه بسته بود . معلوم شد كه مادر و خواهر سلطان بر سر يك موضوع ارثى نزاعى دارند و به امر وى براى رفع اختلاف به محضر قاضى آمدهاند . مردم شيراز مجد الدين را به عنوان قاضى خطاب نمىكنند . بلكه او را مولاناى اعظم مىخوانند » ( سفرنامهء ابن بطوطه ، ترجمهء موحد ص 193 تا 198 ) .