محمود كتبى

133

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

ذكر طلوع رايات حضرت جهانگشاى امير بزرگ صاحبقران قطب الدنيا و الدين امير تيمور گوركان انار اللّه برهانه نوبت دوم به مملكت فارس و تسخير آنجا چون حضرت خاقانى از قشلاق مازندران عساكر منصوره را در حركت آورد ، بعد از آن‌كه قلعهء سلطانيه و نواحى آنجا مستخلص گشت ، متوجه همدان شدند . چون به جانب همدان نزول افتاد ، بايزيد قرائى با نوكران به درگاه عالم پناه آمدند . از همدان ، پادشاه‌زادهء سعيد مغفور محمد سلطان بهادر را با امرا و لشكرها از جانب دست راست به كردستان روانه فرمود . مقرر بر آنكه در نواحى حويزه و دزپول به رايات همايون پيوندند و شاهزادهء عالم عمر شيخ بهادر را از دست چپ به راه قم و آوه و ساوه و بعضى از ولايات لر كوچك و لر بزرگ فرستادند . قرار آن‌كه در دزپول و ششتر به ملازمان حضرت اعلى ملحق شوند و قول به جانب بروجرد « 129 » نهضت فرمود . چون به بروجرد رسيدند ، حال آن‌كه پيشتر از آن در ميان ملك عز الدين لر و پسر او مخالفت و منازعت بود ، چون خبر عساكر منصوره بشنيدند با همديگر صلح كردند و هر يكى به طرفى رفتند و ولايات لر كوچك به تمامى مستخلص گشت . امير سيف الدين قولتاش را با قريب پانصد سوار و پياده در بروجرد بنشاندند و امير حاجى تيمور بوقا و شيخ سيستانى را با پانصد سوار و پياده در قلعهء خرم‌آباد بگذاشتند . حضرت جهانگشاى از راه سيمره « 130 » به جانب شوشتر توجه فرمود . در راه هر كجا كه احشام لر و كرد تمرد مىنمودند به تاخت و غارت ايشان حكم نافذ مىشد . تا در حوالى دزپول نزول افتاد . حكام و اكابر دزپول به استقبال آمدند و انقياد

--> ( 129 ) . نسخهء گزيده : روجرد . ( 130 ) . جامع : سميرم ، لندن : سامره