محمود كتبى

122

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

قورچى حاضر بود . فرود آمد و سر او بريد و بر نيزه كرد . لشكر دشمن چون آن را مشاهده كردند به يك بار منهزم شدند و بعضى گرفتار گشتند . لشكر كرمان به غنائم گرفتن مشغول شدند ، بعد از آن سرهاى مقتولان و بنديان به كرمان فرستادند . سلطان احمد حكومت اوغان به پهلوان على قورچى تفويض كرد . ذكر آمدن سلطان ابو يزيد ابن محمد بن المظفر به كرمان 181 در سنهء ثمان و ثمانين ، سلطان بايزيد از طرف لرستان عازم كرمان شد و خواجه تاج الدين سلمانى را به كرمان فرستاد كه اعلام سلطان كند . چون او برسيد ، از اين طرف مهتر حسن فراش كه از خدمتكاران قديم سلطان بود و مرتبهء بلند يافته بفرستاد تا علفه و علوفه ايشان در ولايت مرتب دارند . سلطان بايزيد در شهر بابك نزول كرد 182 . لشكرى گرسنه بىسروپا ، هر يكى از جايى با او همراه شد . بنياد خرابى كردند و ولايت بر هم زدند . چون اين خبر به سلطان رسيد رنجيده خاطر گشت و او را به كرمان راه نداد . سلطان بايزيد چون از كرمان مأيوس گشت متوجه يزد شد و با شاه يحيى مىبود . و اللّه اعلم .