محمود كتبى
119
تاريخ آل مظفر ( فارسي )
سلطان مجاهد زين العابدين ابن جلال الدين شاه شجاع بن مبارز الدين محمد بن شرف الدين مظفر بن شجاع الدين منصور بن غياث الدين حاجى ، به موجب وصيت پدر ، در شيراز استقرار يافت . شاه يحيى با لشكرى جرار از اصفهان متوجه شيراز شد . سلطان زين العابدين با لشكرى آراسته از شهر به در رفت تا در پل نو نزول افتاد . سلطان بايزيد با ملازمان خود از سلطان زين العابدين بگريخت و به شاه يحيى ملحق شد . لشكر اصفهان قوى حال شدند و لشكر شيراز مقابله مصلحت نديدند . جمعى از طرفين در ميان آمدند و به مصالحه انجاميد و عهود و مواثيق در ميان آمد 176 هردو لشكر باز موضع خود مراجعت نمودند . در همان چندگاه ، اصفهانيان به واسطهء شريت نفس ، كه در جبلت ايشان مركوز است ، با شاه يحيى مخالف شدند و شاه يحيى را از شهر به در كردند 177 . شاه يحيى با جمعى ملازمان خود گريخته به يزد آمدند و سلطان بايزيد بهطرف لرستان افتاد . سلطان زين العابدين را اعلام كردند . او برادر مادر خود امير مظفر كاشى را به حكومت به اصفهان فرستاد . ذكر آمدن سلطان عماد الدين احمد [ به كرمان ] [ سلطان عماد الدين احمد ] ابن محمد بن المظفر بن المنصور بن الحاجى ، چون عازم اين صوب شد روز جمعهء بيستم شعبان سنهء ست و ثمانين به كرمان رسيد . امير ديندار امير اختيار الدين حسن قورچى با اكابر مملكت بيرون آمدند و سلطان را در قصر همايون فرود آوردند و كليد دروب و قلاع بسپرد . امير حسن خواست كه متوجه شيراز شود ،