مؤلف مجهول

91

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

مصاف كرد و شكست . « 1 » هيبتى در دل مغلان انداخت . بعد از آن فرستاد . خراج خوآست . آن مقدار تحفه كه از مغل آمذ نپسنديد كاراستى جمع كردند لشكر كرد . كه قصد ولايت تبريز كند . آشوب بميان تاتار [ افتاد ] . كه سلطان علا [ ء ] الدين قصد ولايت بالا دآرد . در قيصريه دوشنبه « 2 » چهارم ماه شوال غياث الدين از مشورت اميران بدآموز بسلطان زهر رسانيد . سنه ست و ثلثين و ستمايه . « 3 » روز آذينه [ گ 22 ب ] هشتم ماه شوّال بعد از نماز مرقدش را بقونيه بتربهء سلاطين آوردند . جلوس غياث الدين كيخسرو بن علا [ ء ] الدين كيقباذ چون بسلطان علا [ ء ] الدين غدارى كرد بر كثرت لشكر اعتماد كرد . بلهو و طرب مشغول شد . خبر به بمغل رفت . همه شاذ شدند . زيرا قوى ، زبون كرده بوذ . باباجو « 4 » و جورميخان اشآرت كرد كه دمور « 5 » سلطان رفت . بعد ازين دولت و روزگار ازان شماست . برويد ولايت روم را بگيريد . مغل قصد ارزن الروم كرد . سيف الدين - سنقر لالا فرستاد . مدد خواست . بر سر شراب بوذ . گفت مغل را چه لشكر مىبايد . ببازى لشكر بفرستآذ . شهر را ستدند . [ مغولان ] قتل عظيم و غارت كردند و سر سنقر لالآ با سر قاضى شهر نزد هلاءو [ هولاكو ] فرستادند . در سنه تسع [ و ] ثلاثين و

--> ( 1 ) . پيداست كه نويسنده لاف بىجهت زده است و اساسا اين مطالب درست نيست كما اين كه در آن تاريخ هولاكو به ايران نيامده بود كه پسران او در اين جنگ شركت كنند . ( 2 ) . اصل : دوم شنبه . ( 3 ) . 636 . ( 4 ) . در متون فارسى بايجو آمده است او پس از چورماغان ( چرماغون ) فرماندهى قواى مغول در ايران به او واگذار شد . بايجو تصميم داشت با از بين بردن حكومت سلاجقه روم يا ايقونيه قلمرو خان مغول را در سراسر آسياى صغير توسعه دهد . وى در سال 1242 بازار و قلعه بزرگ ارزروم را به تصرف درآورد ، تا 1256 فرماندهى لشكريان مغول را در موقان واران عهده‌دار بود و قدم بزرگى براى توسعهء متصرفات مغول برداشت و به سلطنت سلجوقيان قونيه حمله‌ور شد . رنه گروسه ، امپراتورى صحرانوردان ، صص 432 ، 565 ، 567 ، 569 - 570 ، 580 ، اقبال ، تاريخ مغول ، صص 156 ، 159 ، 169 ، 171 ، 173 . ( 5 ) . دمور يا تمور به معناى آهن است .