مؤلف مجهول

83

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

سال از سلطانى خود پسرش ملك قطب الدين « 1 » را ولىعهد كرده بقونيه فرستاذ . روز يكشنبه هفدهم ماه رمضان سنه خمس و ثمانين و خمسمايه « 2 » بقونيه در آمذ . بر تخت نشست . [ گ 18 ب ] بعد از هفت ماه لشكر فرنگ آمذ قونيه را در ميان گرفت و سرآيها و باغها سآخت . بسلطان خبر رفت . چون آمذ از پشتهء نگاه كرد از انبوهى ايشان متوهم شذ . چون ديذ كه عظيم خرابى كرده‌اند دل سلطان براى مسلمانى بسوخت . هفتم ماه محرم سنه ست [ ثمانين و خمسمايه ] « 3 » بهزآر مرد جريده شبيخون كرد تا بامداد قتل كرد . بامداذ لشكر سلطان رسيذ . صلوات آورده بر فرنگان حمله كرد . سلطان به آن هزار مرد بر قلب ملك فرنگان حمله كرد . بيك ساعت تارمار كردند . ملك فرنگ روى گردانيد . چندانى قتل كردند كه به وصف نگنجد . گويند چهل هزار غير از اسير بقتل رفت . دوجا ، بر فرق مهلوش ملك فرنگان را سلطان زخم زد . باز جهان عمارت شذ . از مال فرنگان غنى شدند . بعد از دو سال ابن عوارض « 4 » در شهر اركلّيه « 5 » بسلطان زهر رسانيد . دوشنبه « 6 » بيستم شعبان سنه ست و ثمانين و خمسمايه مرقدش را بقونيه آوردند . سى و نه سال [ و ] هفت ماه [ و ] ده روز پادشاهى كرد . جلوس سلطان غياث الدين كيخسرو بن قلج ارسلان روز پنجشنبه اول ماه رمضان پسرش غياث الدين را بر تخت گذرانيدند . سلطان ركن الدين شنيد لشكر كشيد . بر سر قونيه آمذ با لشكر گران . شهر قونيه را در حصار

--> ( 1 ) . قطب الدين ملكشاه پسر قليج ارسلان كه پادشاه سيواس و آقسرا بود با فرمانرواى ارزنجان متحد شد و قوينه را گرفت . همان ، ص 91 . ( 2 ) . 585 . ( 3 ) . يعنى سال 586 . ( 4 ) . اصل : ابن عوارس . ( 5 ) . در سمت شرق قونيه ، هراقله است كه بعدها اراكليه خوانده شد . حموى ، معجم البلدان ، ص 691 ، لسترنج ، جغرافياى تاريخى ، ص 158 . ( 6 ) . اصل : دوسنبه .