مؤلف مجهول

78

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

نياورد كه حيله كنند . از ناگاه مغل شبيخون كرد لشكر پراكنده كردند . خوارزمشاه روى بديار بكر نهآذ . ناپديد « 1 » شد . ولى مغل از هيبت او نمىآسود كه مباذا كه در كمين بوذه باشد . روزى خبر دادند كه نزديك مرآغه در قلعه رويين‌دز « 2 » است . بحصار گرفتند ستدند . آنجا نيافتند . باز گفتند كه در قلعهء دزبار « 3 » است . آن را حصار كردند . ستدند . نيافتند . بعد از آن از او ايمن شدند . ازينجانب چون جلال الدين شكسته شذ از لشكر بدرآمذ تنها در ميان كردستان بديهى [ به دهى ] رسيد بطمع اسب و جامه او را كشتند . خبر بسلطان علا [ ء ] الدين رسيذ . بملك غازى خبر فرستاد كه آن ديه از زن و مرد به كلى قتل كردند چنانك يكى از ايشان نگذاشتند تا آتش زدند از نسل سلجوقيانى كه از فرزندان ميكائيل بن سلجوق همچون او پادشاه عادل مگر ملك سنجر بوذه باشد و اللّه اعلم . بعد ازين آمديم بحديث سلاطين روم كه از فرزندان اسرائيل بن سلجوق [ بودند ] چون سلطان ملكشاه بن الب ارسلان بر تخت نشست دورهء خلافت مستظهر بوذ . صاحب شام سيف الدوله صدقة بن مزيد بر دست سلطان هلاك شد . ميان واسط و بغداد ، آن وقت روز آذينه نوزدهم رجب سنه احدى [ و سبعين ] و اربعمايه « 4 » بود سلطان الب ارسلان شام را با پسر عم خود سليمانشاه بن قتلمش داده بود . شام و ديار بكر در حكم او كرد . امراى شام اتفاق كرده قصد او كردند . چون سليمانشاه واقف شد [ گ 16 ب ] با ايشان مصآف كرد . پنجهزار مرد كشته شد . خبر بآلب ارسلان رسيذ . بشام درآمذ بسيارى از ايشان هلاك كرد . سوگند داده باقى را ساكن

--> ( 1 ) . اصل : نابديد . ( 2 ) . قلعه روئين‌دز ، در سه فرسخى مراغه كه از هر طرف آن رودخانه‌اى جريان داشته و در داخل قلعه باغى معروف به عميد آباد با استخر بزرگى براى آبيارى وجود داشته است . همان ، صص 177 - 176 . ( 3 ) . قلعه شاپور خواست ، دزبر نام داشت و از حيث استحكام با قلعه سرماج برابر بود . همان ، ص 217 . ( 4 ) . ظاهرا 401 درست نيست بايد 471 باشد . ر . ك . الكامل ، ابن اثير ، ج 10 ، ص 440 .