مؤلف مجهول

75

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

ايزد تعالى چنان تقدير كرد ، لشكر او تركان شرق را عظيم رنجانيدند و بيشترين ايشان را بزندان « 1 » انداختند . جنكزخان [ چنگيزخان ] از سر عجز لشكر كشيد . مقابل شد . محمّد خوار گرفت . شكسته شذ . روى به حضرت موت « 2 » نهاد . جنكزخان [ چنگيزخان ] در پى سلطان محمّد به دريا افتاد غرق شذ . اين واقعه روز پنجشنبه سنه خمس عشر و ستمايه « 3 » بود . بعد ازو پسرش جلال الدين خوارزمشاه لشكر كشيد . جنكزخان [ چنگيزخان ] را شكست . قتلى عظيم كرد . از اميران او صد [ و ] چهل كس اسير كرد . گردن زد . هيبتى در دل جنكزخان [ چنگيزخان ] افتاد [ گ 15 آ ] خراج به گردن گرفت . مطيع شد . هر سال تمام در ميان ايشان جنگ بوذ . آخر صلح كردند . بعد از آن لشكر برگرفت بولايت گرجستان درآمد ، اوانى كه سلطان گرجستان بود ، لشكر خود برگرفت برابر آمذ . شكست بر گرجيان افتاد . سلطان فرموذ كه بر كافران هيچ محابا مكنيد . قتلى كردند كه در هيچ روزگار چنان قتلى نشده بوذ . به اوانى ، نقيبان خبر دادند كه شصت هزار مرد كشته شد . در مسلمانى چنان فتح ميسّر نشده بوذ . بعد از آن اوانى ، اميران در ميان انداختند . صلح كردند . چنان قول كردند تاماره را كه دختر اوانى بود به سلطان بدهد . برادرش غياث الدين [ گفت ] به من مىبايد . اميران گفتند ادب نيست . غياث الدين برخاست . بكرمان رفت . نزد براق حاجب « 4 » كه

--> ( 1 ) . اصل : بربدان . ( 2 ) . ظاهرا كلمهء حضرموت در اينجا مناسب نيست مگر اينكه به توجيهى نه چندان محكم آن را مركب از دو كلمه حضر و موت دانست كه به معناى مقام و راه است ، نه منطقه حضرموت . ( 3 ) . 615 . ( 4 ) . در سال 621 ه . ق كرمان در دست براق حاجب بود . او ابتدا در خدمت گورخان قراختائى مقام حاجبى داشت و به عنوان سفارت از جانب گورخان ( در موقع بروز اختلاف بين او و خوارزمشاه ) به خدمت سلطان محمد آمده و سلطان او را اجازهء مراجعت نداده بود . بعد از اينكه قراختائيان برافتادند خوارزمشاه او را در خدمت خود رتبهء حاجبى داد و بر مقام و منزلتش افزود . بعد از استيصال سلطان محمد ، براق حاجب كه در خدمت غياث الدين پسر سلطان بود پيش آن شاهزاده ترقى بسيار يافت و به