مؤلف مجهول

63

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

صندوق او را از وروگرد باصفهان آورد . پس اياز ، ملكشاه را ستذ عزم بغداد كرد چون بنهروان رسيد خبر آوردند ببغداد كه با لشكر بىكران و تجمل « 1 » بسيار اميراياز سلطان ملكشاه را به حضرت خليفه مىآورد خليفه وزير ابو القاسم على بن جهيز [ را ] تا بنهروان پذيره فرستاذ . چون به حضرت خليفه دستبوس كرد فرموذ كه منشور سلطنت نبشته جلال الدوله لقب دآدند و خطبه بنام او كردند در بغداد . ازينجانب چون خبر وفات بركيارق بسلطان محمّد رسيد قصد بغداد كرد در جانب شرقى بر ملكشاه در جامع قطيعه خطبه كردند . اميراياز [ با ] كاراستى جنگ كرد آخر صلح كردند . سلطان محمّد بدار المهلكه فرود آمذ فرستاذ اياز را خواند گردنش را زد جثّهء او را بشط انداخت و سرش را در شهرها بگردانيدند و سلطنت سلطان محمّد را بىمانع شد . فرموذ كه ملكشاه را آوردند بهر دو چشم او ميل كشيذ جهان از شر آسودند و راهها ايمن شد از سبب عدل او جهان منور شد . هيبت او [ در ] عالم پر شد . اندر سنه خمسمايه « 2 » قلعه شاه دز « 3 » را كه ملكشاه بزرگ بنا كرده بود فتح كرد . مدت دوانزده سال بود كه احمد بن عبد الملك بن عطاش « 4 » زعيم مردمان

--> گرفت . سرانجام سلطان محمّد در جمادى الاخرى 489 ه . ق او را ميل كشيد در اصفهان در بند كرد و اياز را كشت . حسينى ، اخبار الدولة السلجوقيه ، ص 79 . ( 1 ) . اصل : بجمل . ( 2 ) . 500 . ( 3 ) . ملكشاه قلعه مستحكمى كه شاه دز ( قلعه سلطنتى ) نام داشت بر بالاى كوهى كه متصل به اصفهان بود بنا كرد . لسترنج ، جغرافياى تاريخى ، ص 222 . ( 4 ) . احمد بن عبد الملك بن عطاش اسماعيلى در عهد پدر كرباس فروشى مىكرد و چنان وانمود مىكرد كه مذهب و عقيدت پدر را منكر است ، چون پدرش بگريخت به او آسيبى نرسانيدند . در قلعه شاه‌دز كه ملكشاه بنا كرد وى خويشتن را معلم و سپس رئيس جماعت اسماعيليه كرد . بر در شهر به نزديكى دشت گور دعوت‌خانهء ساخت ، زيادت از سى هزار مرد به او گرويدند . آنان مسلمان را مىدزديدند و هلاك مىكردند . سلطان محمّد قلعه را محاصره كرد . وزير سلطان محمّد ، سعد الملك [ آوجى ] كه در الحاد از متابعان احمد عطاش بود ، از قلعه پيغام به دو فرستاد كه جهت ما رزقى بفرست و الّا قلعه