مؤلف مجهول

61

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

ميخواست كه او را بردارند پس فخر الملك را بر آن داشتند كه طلب وزارت كند هم خاطر خاتون نيز بر آن بوذ . وزارت بفخر الملك رسيذ . مؤيد الملك معزول شد . روزكى معطّل بوذ برخاست عزم گنجه كرد . محمّد بن ملكشاه آنجا بوذ بر آن داشت كه طلب سلطنت كند . او را برگرفت بكوهستان در آمذ با آخربك و ابنجارى ( ؟ ) و اينانج يبغو « 1 » بيعت كردند و آوازه برآوردند كه خاتون و مجد الملك « 2 » ميل بمردمان الموت دآرند به ملحدان متابعت كردند . مردم ازين سبب منفعل شدند . لشكر عظيم گرد شد و كار سلطان مضطرب شذ و لشكر عاصى شذ و روى بسلطان محمّد نهادند . سلطان تنها ماند . در زنجان به دوازده كس ماند . بخوزستان آمد . از آنجا ببغداد آمذ لشكر ، خزينهء او را غارت كردند . مجد الملك را كشتند . سلطنت بسلطان محمّد گرديذ . آخربك با لشكر بيكران بذو پيوست . بجانب رى رفتند . ازينجانب بركيارق ببغداد رسيد . سيف الدوله صدقة بن مزيد با لشكر انبوه با او پيوست اندر ماه جمادى الاخرى مصاف كردند . سلطان محمّد شكسته شد . مويد الملك گرفتار آوردند . سلطان كينه در دل گرفته بدست خوذ گردن مويد الملك را بزد . بعد از سنه اربع و تسعين [ و اربعمايه ] « 3 » سلطان سنجر بن ملكشاه از خراسان حركت كرد برى آمذ . بسلطان [ گ 9 ب ] محمّد پيوست . سلطان بركيارق شنيد . عزم بغداد كرد . آنجا بيمار شد . خبر داذند كه سلطان محمّد ببغداد مىآيد بركيارق بدان بيمارى عزم مداين كرد از آنجا بواسط . بيست و ششم ذى الحجه سنجر [ و ] سلطان محمّد ببغداد

--> وزارت در عهد سلاجقه . راوندى ، راحة الصدور و آية السرور صص 146 - 145 شبانكاره‌اى ، مجمع الانساب ، صص 107 - 106 ، بندارى ، تاريخ سلسله سلجوقى ، ص 99 . ( 1 ) . در سال 458 ه . ق هنگامى كه آلب ارسلان ، ملكشاه را به وليعهدى برگزيد اقطاعاتى به اعضاى مختلف خاندان خود بخشيد اينانج يبغو مازندران را گرفت . اينانج يبغو آخربك هموست كه به همراه پسران امير اسفهسالار برسق مجمد الملك قمى را كشت . ( 492 ه . ق ) راوندى ، راحة الصدور و آية السرور . صص 146 - 145 . ( 2 ) . اصل : مجد الدوله . ( 3 ) . 494 .