مؤلف مجهول

20

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

سلطان علاء الدين كيقباد سلجوقى از پادشاهان بزرگ اين سلسله است كه نه تنها شيفتهء كتاب و دانشمندان بود ، « بلكه خود نقاشى بود كه خط را نيكو مىنوشت . همچنين درودگرى مىدانست و كمانهاى سخت و كوتاه مىساخت كه سلجوقيان بداشتن آنها و چيره‌دستى در هدف‌گيرى بنام بودند . پايتخت اين سلطان شهر قونيه بود كه مساجد زيبا ، مدرسه‌هاى دينى ، بازارها و كاروانسراهاى بسيار داشت . وى دانشمندان ، شاعران و صنعتگران را در اين شهر گرامى مىداشت و مردم شهر دست نيايش برآورده بودند و با سربلندى مىگفتند : چون جهان را ديده‌اى ، اينك قونيه را نيز ببين . « 1 » به طور كلى بايد گفت هنر و معمارى تركان آسياى صغير همچنان وابسته به ايران بود . هنرمندان ايرانى به آسياى صغير سفر مىكردند و در ميان كسانى كه به قونيه مىآمدند تا به سلطان علاء الدين خدمت كند ، شايد بتوان از گروهى از كاشىسازان چيره‌دست كاشان ياد كرد . بسيارى از قطعات كاشىهاى لعابى به شيوه ايرانى در ويرانه‌هاى كاخ سلطان علاء الدين در كرانه درياچه قونيه پيدا شده است . « 2 » پس از مرگ سلطان علاء الدين به سال 635 ه . ق / 1235 م معمارى و هنر همچنان در آسياى صغير رو به پيشرفت داشت تا اينكه در حمله مغول در سال 641 ه . ق / 1243 م سلجوقيان اين ناحيه شكست خوردند و فرمانبرى مغولان را پذيرفتند . اواخر سده 6 و 7 ه / 12 و 13 م چه از نظر فرهنگى و چه از ديدگاه سياسى ، در جهان اسلام از جايگاه ويژه‌اى برخوردار است . در اين زمان آناطولى ، كه پس از رهايى از جنگهاى صليبى به سرزمين امن و معمورى تبديل شده بود و در آن هنگام هنوز از حمله و خونريزى و بىرحمىهاى لشكر مغول نيز در امان مانده بود ، از گروه افرادى كه در راه دگرگونىهاى سياسى و اجتماعى جد و جهد مىكردند و از تهديد

--> ( 1 ) . كريستين پرايس ، تاريخ هنر اسلامى ، ترجمهء مسعود رجب‌نيا ، انتشارات علمى و فرهنگى ، چاپ دوم ، 1364 ، ص 70 . ( 2 ) . همان ، ص 74 .