مؤلف مجهول
140
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
تربه : مقبره ، خاك چونى : چگونگى ، كيفيت چندانكى : آن مقدار ، آن اندازه حط : فرونهادن ، فروآوردن - از بهاى چيزى كاستن ، كم كردن حضانت : دربرگرفتن ، در زير بال گرفتن خاصگيان : جمع خاصگى ، نديم پادشاه ، مقرب سلطان خيرگى : سرگشتگى ، حيرت ، لجاجت ، سركشى خال : دائى ، خالو : برادر مادر خناق : ديفترى دشخوار : دشوار ، مشكل ، صعب ، سنگين دولتخانه : قصر سلطنتى ، كوشك ، خانه سعادت در حكم او بودن : در حكم كسى بودن دويتدار : دواتدار دويت : دوات ، مركب دوانزده : دوازده دم دادن : دميدن ، باد كردن به دهان ، نفس بيرون دادن راست كردن : مستقيم كردن ( چيزى را ) رمانيدن : رم دادن ، گريزاندن ، متنفر ساختن زخمدار : مجروح سلاح سورى : آتشبازى سوباشى : فرمانده لشكر . به تركى به معنى سركش و لقبى است كه پادشاه تركستان به سلجوق سرسلسلهء سلجوقيان داده است شوريدن : آشفته شدن ، به هيجان آمدن ، پريشان گرديدن ضجرت : دلتنگى