مؤلف مجهول
105
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
بيرون آمذه برابر مقابل شذند . لشكر پسران صاحب شكسته شد . هر دو پسر صاحب كشته شد [ ند ] . اين واقعه روز آذينه بيست [ و ] سوم ماه ذى الحجه سنه سبع و سبعين و ستمايه « 1 » بوذ . بعد از آن تركان در پى خواجه يونس خال سلطان افتادند ، ويرا نيز گرفتند كشتند ، در سنه سبع و سبعين و ستمايه . [ گ 29 آ ] چون صاحب فخر الدين شنيذ خبر بسلطآن غياث الدين فرستاذ با لشكر مغل قصد تركان كرد ، چون پسر بزرگين قرامان ، محمد بك خبر سلطان و صاحب را شنيد آن شخص را ستد بولايت خود برد . سلطان و صاحب روز چهارشنبه نوزدهم ماه محرم بقونيه در آمذند . روزى چند قرار كردند ، هنگام يرغوى معين الدين پروانه بوذ . ايشان نيز از آن تشويش نتوانستند قرار كردن . بقيصريه رفتند چون پسران رفتن سلطان و صاحب را شنيدند لشكر كشيدند ، بر سر قونيه آمدند . فخر الدين امير الاكادشه [ و ] اخيان و بزرگان جمله اتفاق كردند . دروازهها بستند . يك طرف اخى حميد « 2 » و يك طرف اخى احمد شاه بود . و فخر الدين امير الاكادشه بر در قلعه از منجنيق و عراده آلت جنگ تمام كردند . تركان از كردوانكرد جنگ دادند ، حصار عظيم شد . از هر دو طرف بسيار خلايق كشته شد . اين حصار روز پنجشنبه ماه صفر سنه ثمان و سبعين و ستمايه « 3 » بود . شهر عظيم بتنگ آمذ . بحيله يكچند كس فرستادند . در گريوه « 4 » قيماس آتشها افروختند . در شهر نقرها زدند . غلغله برآوردند كه سلطان و صاحب آمذند . تركان شهر را رها كردند گريختند . چون جاسوس فرستادند دانستند كه حيله بوذه است . هم دانستند كه سلطان در قيصريه ساكن است ، از سبب غلبه واقعهء پروآنه مجال آمدن ندآرد . سوم بار تركان باز بر سر قونيه آمدند . حصار [ گ 29 ب ] كردند . هيچگونه ظفر نمىيافتند . آغاز كردند بخرآبى باغها و بريدن درختان و سوختن خانها [ خانهها ] . آن حصار به
--> ( 1 ) . 677 ، ولى صحيح آن 21 ذى الحجة 675 مىباشد . ر ك . فريدون نافذ اوزلوق . ( 2 ) . اصل : احميد . ( 3 ) . 678 . ( 4 ) . اصل : گريوه ، به معناى گردنه .