سيف بن محمد سيفى هروى

19

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

شدند ؛ و اسلحه و ساز نبرد در باردانها نهادند « 1 » و پنجگان و ده‌گان از دروازه‌ها درآمدند . اجناس واقمشه‌اى كه داشتند ، بفروختند و بعد از نه روز ، فرصتى نگاه داشتند ؛ منكتاى شحنه را در پاى حصار شهر و ملك ابو بكر را در ميان بازار بكشتند . خلق شهر [ 76 ] از حشم و خدم ملك ابو بكر و منكتاى ، هركس را كه يافتند ، به قتل رساندند و ملك مبارز الدين سبزوارى را كه از حصار فيروزكوه به هرات آمده بود ، به ملكى نصب كردند و رئيسى ولايت را به خواجه فخر الدين عبد الرحمن غيزانى « 2 » مفوّض گردانيدند . چون خبر به سمع چنگيز خان رسيد ، در غضب رفت و روز ديگر ايلجيكداى نوئين را با هشتاد هزار مرد جنگى از سى فرسنگى غزنين به هرات نامزد كرد و گفت : ساكنان هرات را بكل به قتل رسانيد . ايلجيكداى در شوال سنهء ثمان عشر و ستمايه به رودخانهء هرات فرود آمد و از مواضعى كه در حكم چنگيز خان بود ، مدد « 3 » و ساز نبرد طلبيد . به اندك روزگارى از حدود [ 77 ] خراسان و نواحى جبال تركستان و شبورغان تا افغانستان ، قرب پنجاه هزار مرد ، از پياده و سوار به هرات آمدند . و در شهر ملك مبارز الدين و خواجه فخر الدين و ديگر اعيان مستعد حرب شدند . و عهد بستند كه چون كرت اوّل ، دورنگى و بىسنگى ظاهر نكنند . ايلجيكداى نوئين بعد از يك ماه ، دروازه‌ها را بر امراى سپاه بخش كرد ، و بر هرجانب شهر سى هزار مرد بفرستاد . روز ديگر از چهار طرف شهر جنگ درپيوست ؛ و مبارزان هرات [ 78 ] از دروازه‌ها با نيزه‌ها بيرون آمدند و جمله حمله كردند . [ 79 ] شش ماه و هفده روز در محاربت و مقارعت بودند ، و هيچ‌يك بر ديگرى فيروز و به‌روز نمىشد . در ماه هشتم در شهور سنه تسع و عشر و ستمايه ، ايلجيكداى حربهاى عظيم كرد ؛ چنانك در هرجنگ قرب پنجهزار تن از عسكر او به قتل رسيد . و خرك بسيار [ 80 ] بنهادند و ديوار باره را سوراخها كردند . پارهء ديوار از باره به مقدار پنجاه گز جدا شد ، و بر آن خركها آمد و چهارصد مغول در زير ديوار بماندند . بعد از اين حالت به سه‌روز ، در شهر دو گروهى پيدا شد و مردم ذخيره نداشتند و مايل صلح گشتند . روز آدينه از ماه جمادى الاول ايلجيكداى نوئين لعين از جانب برج خاك بر سر - كه خلقش به غلطى برج خاكستر مىخوانند - شهر هرات را بگرفت ، و بفرمود تا خلقش را از زن و مرد به قتل رسانند . جويهاى خون از درون و بيرون روان كردند و هيچ سرى را بر تن نگذاشتند ؛ و تمامت بناها و

--> ( 1 ) - جاى ديگر : در ميان بارها پنهان كرده . . . ، ( 2 ) - اصل چنين بوده ، مصحّح متن را عبرانى ساخته و غيزانى را در هامش آورده است . ( 3 ) - ظاهرا مرد درست است .