سيف بن محمد سيفى هروى

173

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

( پمپ بنزين ) و آرامگاه جامى . پل خنبه ، 76 خنبه روستايى است از بلوك آلنجان و پل خنبه در آنجاست . پل درقره darqara ، 152 ، 153 در قره روستايى است در هرات و پلى كه از طريق آن از شهر به درقره روند پل در قره نام دارد . در متن چاپى همه‌جا در قره را در فراه ساخته‌اند . پل ريگينه ، 152 ، 153 اكنون پل رگينه ragina تلفظ مىشود و برجاست . پلى است بر روى آب در شرق هرات ، به راه صالح‌آباد و نوبادان ( نبادان ، نوبادام ) و امام شش نور . در اطراف اين پل هنوز حمام و بازار و ديگر تأسيسات هست و به لحاظ آبادانى متصل به شهر است . پيش‌باز ، 9 پيش‌واز به جاى استقبال ، در زبان مردم هرات متداول است . تربت شيخ اسعد در دره ، 46 دره شهرستانى است در فراه و اين تربت در آنجاست . تربت شيخ الاسلام خواجه عبد اللّه طاقى ، 104 اين آرامگاه در بيرون دروازهء خوش موجود و به خواجه طاق معروف است . تربت شيخ عبد الرحيم در دشت تلان ، 47 ظاهرا دشت يلان . ترت و مرت ، 41 تارومار . در زبان گفتارى هرات اكنون تيت و پر گويند . ترغوى و تغار و نعل ، 74 عوارضى كه مغولان از مردم مىگرفته‌اند . تكيناباد و تكناباد ، 41 ، 51 شهرى بوده است ظاهرا ميان يست و قندهار . تند ، 104 « بدان خاك ، خاكريز را تند گردانيد . » يعنى سطح آن را مايل و كج و شيبدار ساخت . اين واژه اكنون به صورت « تنده » در زبان هرات موجود است و حتى موضعى در شمال غرب شهر ، به « تندهء توپ چاشت » موجود و معروف است . تنده زمين مسطح و هموار ولى شيبدارى كه فرود آمدن از آن به سرعت و بالا رفتن به كندى صورت پذيرد . تولك ( tulak ) ، 41 ، 165 شهرستانى در ميان هرات و غور . اولسوالى ( حاكم‌نشين ) است . توى ، حصار ، 16 حصارى در فوشنج . تير خرجى ، 76 ظاهرا تير چرخى درست است ؟ چايكان ، 32 « او را رئيس جايكان و زعيم سوقيان خواندى » . ظاهرا رئيس چابكان . جرزوان ( gorziwan jorzewan ) ، 46 ، 102 اكنون گرزوان ، ناحيه و بخش خوش‌منظر و خوش آب و هوايى است ، در جنوب ولايت فارياب از همان ولايت ، در بين ميمنه و غور . جغرتان ( jagartan ) ، 20 روستايى آباد و شاداب ، از روستاهاى السوالى انجيل ولايت هرات ؛ كه جويبار آن هم به نام جوى جغرتان ياد مىشود .