سيف بن محمد سيفى هروى

169

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

ضعفاء مدينه داد و به هنگام مراجعت ، اشراف و صناديد مدينه دو فرسنگ با او همراهى كردند . ملك ايشان را به دلخوشى هرچه تمامتر بازگرداند . القصه به سلامت قافله عراق را و محمل سلطان ابو سعيد را به بغداد رساند . 137 . حكومت ملك شمس الدين چون ملك اسلام [ 781 ] غياث الحق و الدين خلد اللّه قدره و جلاله ، از شهر هرات بر عزيمت حجاز حركت فرمود ، پسر او مخدوم‌زاده ، ملك جوانبخت شمس الدين محمد بن محمد بن محمد بن محمد بن ابى بكر كرت ، بعد از پنج روز قائم مقام پدر بزرگوار خود بر سرير سلطنت جلوس فرمود و در نظم مصالح ملك‌دارى و شهريارى تدبيرهاء پسنديده فرمود [ 782 ] و بر تمامى وصايا و مواعظى كه ملك غياث الدين نوشته بود ، مواظبت نمود . 138 . تاخت‌فراه [ 783 ] چون شهور سنه احدى و عشرين و سبعمايه ( 721 ) درآمد ، در اين سال ، در ربيع الاول ، به فرمان ملكزاده شمس الدين ، لشكر هرات ، فراه را بتاختند و بسيارى از فراهيان و بلوچان را به قتل آورد [ ند ] . و سبب آن بود كه امير خراسان ، امير حسين به جهت سپاه هرات ، مبلغ پنج هزار خروار غلّه بر ملك ينالتكين حواله كرد . ملكزاده آلتمغاء امير حسين را نزد ينالتكين فرستاد . [ 784 ] ملك ينالتكين مرسلان را گفت : بدانيد كه من به هيچ نوع از مال و غلّهء اين ولايت چيزى به ديوان هرات نخواهم داد . چون فرستادگان به هرات آمدند و آنچه شنيده بودند به سمع ملك‌زاده شمس الدين رساندند ، ملك‌زاده در خشم رفت . روز ديگر امير اباجى را با دو هزار سوار نكودرى به تاخت فراه نامزد گردانيد . چون به حدود فراه رسيدند ، بعد از دو روز از جوانب فراه در تاختند . و قرب بيست هزار مواشى از غنيمت و بقر بگرفتند و حصارى را فتح كرد [ ند ] و قرب هفتاد مرد بلوچ را به قتل آورد [ ند ] و با غنيمت بىحد و اسير بسيار بازگشتند . تمام شد دفتر اول به عون ايزد دادگر بعد از تشبّث به اذيال الطاف الهى اميد واثق است به كرم ملك عادل عالم حاجى غازى غياث الحق و الدين خلّد ملكه كه من بنده را به نظر عنايت منظور دارد تا به اندك روزگارى دفتر ثانى را در كتابت آرم . ان شاء اللّه العزيز و ما ذلك على اللّه بعزيز ، تمّ .