سيف بن محمد سيفى هروى

165

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

مازندران به قتل رسانيد [ 766 ] و چهل روز با چهل هزار مرد شهر هرات را محاصره كرد و جز آنك غله بسوخت و چندين از فقرا و اوباش مردم را به قتل رسانيد هيچ‌كار ديگر دستش نداد . حاليا در خراسان شايع است كه عزيمت ماوراء النّهر دارد . اگر به جهت دفع او سپاهى [ نفرستند ] ، باز در آن ولايات پريشانى راه خواهد يافت . پادشاهزاده كبك ، ايلجكداى و رستم و منكلى خواجه و پولاد را با چهل هزار سوار به حرب شاهزاده يسور نامزد گردانيد . و ايلچى پيش امير خراسان - امير حسين - فرستاد ، كه لشكر ما از آب آموى بگذشتند ، بايد كه امراء خراسان و ملوك آن حدود را با عساكر بفرستد ، تا به موافقت و معاونت يكديگر با شاهزاده يسور مقابل شوند . امير حسين امير [ 767 ] اورداى غازان و التبجى [ القجى ؟ ] و يكنتمور [ بيك تيمور ؟ ] و ملك غياث الدين را با چهل‌هزار سوار نامزد كرد . ملك اسلام با سپاهى تا خرسنگ « 1 » برفتند و از آن جانب شاهزادگان پيش از وصول عساكر خراسان شاهزاده يسور را به قتل آوردند و آن چنان بود كه چون شاهزادگان به ده فرسنگى لشكرگاه يسور نزول كردند ، طايفه‌اى را پيش امراء لشكر او فرستادند و هريك را به وعده‌هاء خوب به خود دعوت كردند . چون هنگام آن رسيد كه هردو گروه باهم در محاربت آيند ، سپاه شاهزاده يسور به يك بار از او برگشتند و بكتوت را كه ركن ركين عسكر او بود ، به قتل آورد [ ند ] . شاهزاده يسور هيچ چاره‌اى ندانست جز آنك با پسر خود شاهزاده جوكى و خيلخانهء خاص [ 768 ] خود و سوار دويست روى به هزيمت نهاد . شاهزاده ايلجكداى هزار سوار متعاقب او بفرستاد . بعد از سه روز به دو رسيدند . پس از حرب بسيار شاهزاده يسور را بگرفتند و برفور به قتل رسانيد [ ند ] . [ 769 ] 135 . فتح حصار تولك ازجمله فتحاتى [ كذا ] كه بارى تبارك و تعظّم ملك ملوك الاسلام غياث الدين خلد اللّه ملكه و سلطانه [ 770 ] را كرامت فرمود ، فتح قلعهء تولك است . و سبب آن بود كه چون شاهزاده يسور به خراسان آمد ، به هنگام مراجعت و گاه محاصرهء شهر هرات ، فرمود تا از غلات هرات ده هزار خروار گندم به قلعهء تولك بردند ؛ چه قلعهء تولك حصنى بود بر قلّهء جبلى ، كه در تندى به ابر پهلو مىزد و در محكمى با سد اسكندر برابرى مىكرد . و ملك فرخ‌زاد به بيعت شاهزاده يسور درآمد . شاهزاده يسور گفت : اگر شهر هرات بر دست من فتح شود ، اكثر اين ولايت را تا

--> ( 1 ) - شايد فرسنگ .