سيف بن محمد سيفى هروى
140
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
[ چون ] به مقام متبرك جام على ساكنيها السلام درآمد ، سه روز به خدمت [ 624 ] شيخ الاسلام شهاب الدين مدظله بود . روز چهارم ملك شمس الدين امير ورنه و ملكزاده شمس الدين و مولانا صدر الدين قاضى و شمس الدين عمر شاه خواندزى و حكام و عمال و صدور و بدور شهر هرات به استقبال ملك اسلام به جام آمدند . روز پنجم ملك از جام حركت فرمود . و از حدود جام تا دروب شهر هرات در هرده گامى طايفهاى از ائمه و معارف شهر با طبقهاء زر و سيم ، مترصّد ايستاده بودند . و بوجاى پسر خود ابو يزيد را با پنجاه سوار از اوبه تا كوسويه به استقبال بفرستاد . و شحنگان شهر چون ابراهيم و يوسف و كوجرى و ايوب و اسغ و تمامت وجوه سپاه بكتوت و بوجاى و محمد دلداى كه در حدود هرات متوطن بودند ، همه به استقبال بيرون آمدند . و خلق شهر از مرد و زن پياده و اطباق زر و سيم بر فروق نهاده به اسم پذيره پيشباز رفتند . و صنّاع و اهل حرفه هركس به نوعى دكاكين و مساكن خود را به الوان اثواب و انواع فواكه و اجناس اسلحه بياراستند . و از چپ و راست و فراز و نشيب بخور عود و عنبر و لخلخهء مشك و عبير دماغ فلك اخضر را خوشبوى گرداند . [ 625 ] بدين عظمت و شكوه در اواسط شهر اللّه الاصمّ رجب به دولتخانهء شهر هرات درآمد و به تجديد بر سرير عزّت جلوس مبارك فرمود . [ 626 ] و از اطراف و اكناف خراسان ملوك و حكام و اعيان به هرات آمدند . ملك اسلام در باب هريك الطاف بىپايان مبذول داشت . [ 627 ] و شمس الدين عمر شاه خواندزى و تاج الدين فشترى را كه در ظاهر در خدمتكارى و فرمانبردارى ملك يد بيضا مىنمودند و در باطن با اعادى و حساد او طريق مصادقت و يگانگى مىسپرد [ ند ] ، بعد از آنكه بر مقتضاء شرع مطهر نبوى ذنوب ايشان به ثبوت پيوست ، هريك را به ادب بليغ و بطش عظيم مالشى تمام داد ، و دست حيف و تعدى ملازمان ايشان از سر رعيت كوتاه گردانيد و ابواب عدل و احسان بر خلايق بگشاد ، و به جهت ادرارات علماء اسلام و عمارات مزارات و جمعيت خانقاهات خطهء پاك هرات عليحده و به نام هريك و هرموضع آلتمغاء مبارك ناطق بر مال معين و غلّهء مبين ارزانى داشت و خلق را از شرب خمر منع فرمود و نوحهگران را از آنك در ماتمها درآيند و نوحه كنند ، باز زد و امور شرعيه را به تجديد نفاذ كلّى داد . [ 628 ] 112 . قتل بوجاى و انهزام لشكر خراسان بعد از چند روز كه ملك غياث الدين بر سرير حكومت هرات جلوس فرمود ، بوجاى كه از