سيف بن محمد سيفى هروى

106

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

بعد از چند ماه ، ملك ركن الدين به شهر هرات آمد . ملك فخر الدين در باب او عنايت و رعايت هرچه تمامتر مبذول داشت . ملك ركن الدين ، يك ماه در هرات بود . اصحاب غرض به سمع او رساندند كه ملك فخر الدين ، يار على سجزى را فرموده كه ملك ركن الدين را به قتل رسان . ملك ركن الدين غمگين و مضطرب گشت و [ 445 ] از هرات به اسم زيارت خانجه‌باد بيرون رفت . بعد از هژده روز ملك فخر الدين لشكر به اسفزار برد . ملك ركن الدين به عز الدين مكتوب نوشت ، كه اى پسر بىفرمان من ، اين چه بود كه تو كردى . اگر چنانك مىتوانى ، زنهار زودتر بگريزى و با جان عزيز خود نستيزى كه ملك فخر الدين قصد جان مىدارد . مسعود امير زنگى را فرمود كه فلانى را به اسم ضيافت به خانهء خود بر و زهر ده و يار على سجزى را نيز مأمور گردانيد كه [ 446 ] بر سر چهار سوى او را به قتل رساند . ملك عزّ الدين پشيمان شد ؛ اما مجال آنك مراجعت نمايد ، دستش نداد . ملك ركن الدين عهدنامه نوشت ، كه چون ملك اسلام فخر الدين به هرات باز گردد ، در عقب او بيايم . ملك فخر الدين از اسفزار بيرون آمد و عنان عزيمت بر سمت هرات تافت . و بعد از چند روز كه از آمدن ملك ركن الدين به هرات رجا منقطع گردانيد ، امير عزّ الدين را در بند كرد و قرب يك سال در آن بند بداشت . و او را نايبى بود از نه سجستان ؛ او را اسد الدين ابو سعيد خواندندى . روزى ابو سعيد در پيش امير عز الدين نشسته بود و چنانك رسم بزرگان باشد و قاعدهء ارباب دولت ، امير عزّ الدين را دل باز مىداد [ 447 ] و هندوانه‌اى پاره كرده بود و هرساعت پارهء هندوانه به امير عز الدين دادى . امير كارد از دست او بستاند ، يعنى كه هندوانه پاره خواهم كرد و پارهء هندوانه بر سر كارد - به رسم تركان - به دو داد . ابو سعيد پارهء هندوانه را از سر كارد برداشت و گفت : خداوند ملك‌زاده لطف مىفرمايد . در اين سخن بود كه عزّ الدين به قوت هرچه تمامتر كارد را بر سينهء او زد و هم بدان زخم كارش را به آخر رساند . و تاريخ اين حالت را خطيب فوشنجى ( ربيعى ) نظم كرد كه : چو خواست تا كه كند تازه در جهان كينه * سپهر خيره‌كش ياوه گرده ديرينه به هفصد و يكم از هجرت رسول خداى * كه در دو دنيا بالاى دين او دين نه [ 448 ] گذشت بيست و يكم روز از ربيع نخست * نماز شام مع القصه روز آدينه پناه ملك اسدالدين ابو سعيد نهى * ز دست برد قضا خورد كارد بر سينه ملك فخر الدين به خون اسد الدين ابو سعيد ، امير عزّ الدين را - به انواع - عقوبت كرد .