حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
80
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
نظامى توصيف شده است . در بخشى از گزارش آمده است : « بيوتات كلا داخل قلعه مىباشد و خارج قلعه معادل يكهزار خانوار بيوتات از چوب نخل موجود است و نارنج قلعه در وسعه قلعه به كنار دريا برپاست . . . و قلعهاى كه به دور بندر است آن را حصنى متين و شانزده برج به دور آن قلعه ساختهاند و سه باب دروازه دارد . » « 1 » وضعيت عمومى اين بندر به صورت قلعه نظامى بزرگى نشان داده شده است كه جنبههاى دفاعى و حفاظتى بسيار مناسبى در آن تعبيه شده است و از اينرو با توصيف بندر لنگه كه شهرى بدون حصار است ، كاملا متفاوت نشان داده شده است . اين امر با توجه به اعمال سياستهاى نظامى و اقتصادى آگاهانه سلطان مسقط و دستنشاندگان او در اين بندر ، طبيعى مىنمايد . پيش از اين درباره رقابت پنهان و آشكار بندر عباسى و مسقط و نيات و مقاصد سلاطين مسقط از اجاره بنادر ايرانى گفته شده است . در واقع بندر عباسى در اين دوره به شيوه نامناسبى اداره مىشد و تجار و بازرگانان امكان آزادى عمل نداشتند و قادر به رقابت در شرايط برابر با ديگر تجار بنادر خليج فارس نبودند . گزارش كوتاه و نه چندان دلپسند كازرونى از بندر عباسى ، با جملات و عباراتى به پايان رسيده كه توصيف بدون شرحى از وضعيت سياسى و اقتصادى و اجتماعى اين بندر را ارائه مىدهد و مبين حقايق تلخ تاريخى آن دوره است . وى در بخش پايانى گزارش خود مىنويسد : « با وجود آن كه احدى از رعاياى آن سامان از شيخ مذكور - شيخ سيف نماينده سلطان مسقط در بندر عباسى - خوشنود نيستند و كمال شكايت دارند ، نفس نمىتوانند كشيد . در هنگامى كه فرصتى به دست آرند فرياد چند مىنمايند كه ما را به مكافات كدامين خطا به دست اين كفار سپردهايد . » « 2 » اين جملات كوتاه ، گوياى حقايق بسيارى از وضعيت سياسى حاكم بر بندر عباسى و نواحى مجاور آن است كه به قلم يكى از مأموران حكومتى دوره محمد شاه نوشته شده است و نشاندهندهء عمق نارضايتى مردم اين ناحيه از نحوه عملكرد دستنشاندگان سلطان مسقط و بىتوجهى حكام قاجارى در اينباره است . اينكه ارائه اين گزارش به والى فارس و پس از آن به پادشاه قاجارى تا چه حد مؤثر بوده است ، بر ما معلوم نيست ، اما مىدانيم كه در همين ايام و به احتمال بسيار زياد پس از اعزام كازرونى ، محمد شاه يكى از صاحبمنصبان نظامى يا مهندسان وابسته به قشون را مأمور بررسى وضع بنادر و جزاير خليج فارس كرده است . مهندس ناشناس ، درباره هدف اصلى مأموريتش مىنويسد : « اين غلام مأمورم كه سرحدات را مميزى مىكنم . » « 3 » گزارش او در سال 1256 ق . / 1840 م . پس از مسافرتى چند ماهه در سواحل خليج فارس نوشته و به پادشاه ايران تقديم شده است . مهندس قاجارى ، مسير شيراز به بوشهر را رفته و پس از آن شرحى مختصر از وضعيت عمومى بنادر بوشهر ، ريگ ، گناوه ، ليراوى ، ديلم ، چاه كوتاه ، باشى ، تيخور ، قلعه كلاه ، بردغان ، چاهبن ، بردستان ، كنگان ، طاهرى ، عسلويه ، نابند ، كره ، گاوبندى ، به عهده و شيوه ارائه كرده است . متأسفانه به دلايل نامعلوم مسير حركت وى پس از بندر شيوه به سمت بندر لنگه و عباسى ادامه نيافته است ، امّا گزارشهايى كه از اين بنادر نوشته شده براى مطالعه تاريخى - اجتماعى آن مناطق بسيار جالب توجه است . در يك جمعبندى كلى از اين بخش مىتوان گفت كه مسئله هرات و لشكركشى انگلستان به جزيره خارگ و سواحل خليج فارس موجب شد توجه و نگاه پادشاه قاجار به سمت سواحل جنوبى معطوف شود . اين حادثه ، زمينه مناسبى را براى تجديدنظر در نحوه ادارهء حاكميت ايران در خليج فارس و به ويژه بندر عباسى ايجاد كرد . نتايج اصلى اين رويداد پس از دورهاى كوتاه و در اوائل حكومت ناصر الدين شاه به خوبى آشكار و منجر به توجه كامل پادشاه ايران به مسئله بندر عباسى و مضافات آن شد . كيفيت اين رويدادها و تأثير آن بر بندر عباسى در بخش بعدى با عنوان « مسئله بندر عباسى در دوره دوم قاجارى » بررسى خواهد شد .
--> ( 1 ) . تاريخ بنادر و جزاير خليج فارس ، پيشين ، ص 124 . ( 2 ) . همانجا ، صص 127 - 126 . ( 3 ) . دو سفرنامه از جنوب ايران ، پيشين ، ص 87 .