حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى

73

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )

سياسى قشر قدرتمند بازرگان در فارس دانست . « 1 » به عبارت ديگر « حاج ميرزا ابراهيم خان كلانتر » كه در ماجراى روى كار آمدن آغا محمد خان قاجار نقش مهمى را ايفاء كرد ، در واقع سخنگوى قشر قدرتمند تجار فارس بوده است و با استفاده از قدرت اجتماعى خود توانست موقعيتى ويژه را براى پادشاه قاجار فراهم آورد . « 2 » در واقع ، اين اعيان شيراز بودند كه آخرين ضربه را بر پيكر خاندان زند وارد ساختند و زمينه لازم را براى پيروزى آقا محمد خان فراهم كردند . « 3 » حاج ميرزا ابراهيم خان كلانتر به پاداش اين همراهى ، در سال 1206 ق . / 1792 م . به سمت بيگلربيگى فارس برگزيده شد « 4 » و در واقع تا سال 1209 ق . / 1795 م . به مدت سه سال قدرتمندترين منصب سياسى فارس را بر عهده داشت . در آن سال نيز به فرمان آقا محمد خان قاجار به « منصب وزارت اعظم » گماشته شد . « 5 » آقا محمد خان قاجار با توجه به سكونت طولانى خود در شيراز ، به خوبى از وضعيت اجتماعى و سياسى فارس آگاه و به اهميت آن در حفظ و تثبيت حاكميت خود واقف بود ، از اين رو پس از انتصاب حاج ميرزا ابراهيم خان كلانتر به « وزارت عظمى » ، مسئوليت واليگرى ايالت فارس را در سال 1209 ق . / 1795 م . به جانشين خود فتحعلى خان قاجار سپرد . « 6 » اين اقدام آقا محمد خان قاجار نشان‌دهنده هوشيارى و آگاهى او از موقعيت اين ايالت پهناور در ايران آن دوره است . در واقع او با انتخاب وليعهد ايران به ولايت فارس ، ارزش سياسى بالاى اين ايالت را در تثبيت موقعيت قاجارها نشان داد . فتحعلى خان قاجار تا آخرين روزهاى حكومت آقا محمد خان بر ايالت فارس حكومت مىراند و در سال 1212 ق . / 1798 م . با به سلطنت رسيدن فتحعلى شاه ، ابتدا « محمد على ميرزا » فرزند ارشد او براى مدتى كوتاه به مقام واليگرى فارس منصوب شد « 7 » و اندكى بعد اين مقام به برادر كوچك‌تر فتحعلى شاه ، « حسينقلى خان » واگذار شد . « 8 » حسينقلى خان كه آگاهى چندانى از وضعيت اجتماعى ايالت فارس نداشت ، در اوائل واليگرى خود به رقابت و درگيرى با اعيان و اشراف شيراز پرداخت و زمينه‌هاى نارضايتى آنان را فراهم آورد . ميرزا حسن حسينى فسايى در اين‌باره مىنويسد : « و قصه مخالفت نواب معزى اليه بر اين وجه است كه بعد از صدور فرمان ايالت فارس چنان كه نگاشته شد از قزوين حركت نمود و در اواخر ماه ربيع الاول سال 1212 وارد شيراز جنت طراز گرديد و چند ماهى با امرا و اعيان فارس به مدارا سلوك نمود ، پس بناى تعدى با حكام بلوكات گذاشت و براى هريك مدعى تراشيد و از اين رهگذر مبلغها دريافت داشت ، پس ثروتى به كمال يافت [ و ] روى به وادى طغيان گذاشت و چند نفرى از اوباش محرك سلسلهء گمراهى او شده ، پا را از دائره اطاعت داراى زمان دركشيد و چون ميرزا نصر اللّه على آبادى مازندرانى وزير ماليات و ميرزا جانى فسائى عم حقيقى نگارنده اين فارس‌نامه كه از جان‌فشانهاى درگاه ظل اللهى و راتق و فاتق بيشتر امور ديوانى فارس بود و آقا محمد زمان كلانتر ، برادر جناب اعتماد الدوله حاجى ابراهيم خان وزير اعظم شيرازى و جمعى ديگر را مخل حصول مقصود خود دانست ، همه را در حبس و قيد انداخت و ميرزا نصر اللّه و آقا محمد زمان و ميرزا اسمعيل كوتوال شيراز و احمد خان و آقا محسن [ از ] متعلقان جناب اعتماد الدوله [ را ] از هر دو ديده نابينا فرمود و فوجى را براى محافظت خانه ميرزا جانى و آقا محمد زمان و اهل و عيال آنها ، مأمور داشت ، پس آش زهرآلود را به جبر و عنف به ميرزا جانى خورانيد و او را به درجه شهادت رسانيد و چون جنازهء او را از ارگ وكيلى بيرون آوردند كه به آستانه مباركه حضرت شاه‌چراغ رسانند ، اهل و عيال او از خانه خود كه در ميانه راه بود براى تشييع جنازه درآمدند و بعد از ورود به آستانهء مباركه رحل اقامت انداختند و نواب حسينقلى خان ، جماعتى را گماشت كه آب و نان را از آن دودمان پيغمبر آخر زمان قطع كنند و روز و شبى گذشت كه جناب افادت انتساب ، شيخ محمد مفيد امام جمعه و جماعت مملكت فارس آمد و ذرارى رسول خدا ( ص ) را از آستانه مباركه به خانه خود برد و تكفل فرمود . » « 9 » مخالفت حسينقلى خان قاجار با اعيان و اشراف شيراز و اقدامات او در راستاى تحكيم قدرت خود در اين ايالت ، در مركز ، به « طغيان عليه پادشاه » « 10 » تعبير شد . به احتمال حاج ميرزا ابراهيم خان كلانتر در اين ماجرا نقش اصلى را ايفاء كرده است . فتحعلى شاه قاجار از بيم طغيان فارس شخصا در رأس سپاهى به سمت اين ايالت روانه شد و حاج ميرزا ابراهيم خان كلانتر با استفاده از قدرت اجتماعى خود بحران را به نفع فتحعلى شاه قاجار به پايان رسانيد و يك بار ديگر ،

--> ( 1 ) . براى آگاهى از جزئيات حوادث اين دوره بنگريد به : زرگرىنژاد ، غلامحسين ؛ روزشمار تحولات ايران در عصر قاجاريه ؛ تهران : مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران ، 1386 ، صص 715 به بعد ؛ به : نزهت الاخبار ، پيشين ، صص 488 - 486 . ( 2 ) . حاج ميرزا ابراهيم خان كلانتر از خاندان سادات هاشميه شيراز است . در فارس‌نامه ناصرى درباره سلسله جليله هاشميه آمده است : « و از امرا و اعيان مملكت فارس بلكه ممالك محروسه ايران سلسله جليله هاشميه از نسل و نتيجه مقرب الحضرت حاج هاشم خلف الصدق مغفرت توامان حاج محمود ولد حاج محمد على تاجر شيرازى بانى و واقف مدرسه هاشميه و مسجد هاشميه كه اين رو عمارت را به نام ولد ارجمند خود حاج هاشم در سال 1030 در اين محله به ساخت . » براى آگاهى بيشتر از موقعيت اين خاندان بنگريد به : فارس‌نامه ناصرى ، پيشين ، صص 966 - 959 . ( 3 ) . براى آگاهى بيشتر از كيفيت حمايت تجار و اعيان شيراز از آقا محمد خان قاجار عليه لطفعلى خان زند بنگريد به : روضة الصفاى ناصرى ، پيشين ، جلد 13 ، صص 7355 - 7349 ، فارس‌نامه ناصرى ، پيشين ، ص 649 . ( 4 ) . روضة الصفاى ناصرى ، پيشين ، جلد 13 ، ص 7354 ؛ فارس‌نامه ناصرى ، پيشين ، ص 654 ؛ ناسخ التواريخ ، پيشين ، جلد اول ، ص 72 . ( 5 ) . فارس‌نامه ناصرى ، پيشين ، ص 660 . ( 6 ) . ناسخ التواريخ ، پيشين ، جلد اول ، ص 72 ؛ فارس‌نامه ناصرى ، پيشين ، ص 660 . ( 7 ) . نزهت الاخبار ، پيشين ، ص 429 ؛ فارس‌نامه ناصرى ، پيشين ، ص 669 . ( 8 ) . فارس‌نامه ناصرى ، پيشين ، ص 669 ؛ نزهت الاخبار ، پيشين ، ص 429 . ( 9 ) . فارس‌نامه ناصرى ، پيشين ، ص 671 . ( 10 ) . « محمد تقى لسان الملك سپهر » در ناسخ التواريخ صراحتا مىنويسد كه : « شاهزاده حسينقلى خان كه مأمور حكومت فارس بود از در مخالفت بيرون شده ، سر به خودسرى برداشت و به هواى سلطنت جنبش كرد . » بنگريد به ناسخ التواريخ ، پيشين ، ج 1 ، ص 95 . « رضا قلى خان هدايت » در كتاب روضة الصفاى ناصرى از اين واقعه با عنوان « در بيان طغيان نواب شاهزاده حسينقلى خان ثانى برادر خاقان گيتى شان » ياد كرده است . بنگريد به : روضة الصفاى ناصرى ، پيشين ، ج 13 ، ص 7461 .