حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى

50

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )

توسط امام مسقط در مطالعات خليج فارس ، كمتر مورد توجه قرار گرفته است . اما چون اين موضوع ، مسأله‌اى مهم و تأثيرگذار در ادامه مباحث است ، در بخش بعدى ، به جزئيات شكل‌گيرى آن اشاره و تأثير آن بر روند حيات اقتصادى بندر عباسى نشان داده خواهد شد . ( 3 ) بندر عباسى و مسقط رقابت پنهان و آشكار خلاء قدرت سياسى در سواحل جنوبى ايران و خليج فارس - چنان - كه پيش از اين نوشته شد - از اواخر نيمه دوم قرن دوازدهم هجرى / هفدهم ميلادى آغاز شد و با سقوط صفويان و جنگهاى دوره نادر و كشمكش جانشينان ، پس از مرگ نادر ادامه يافت . همين امر موجب شد زمينه رشد و توسعه مناطق ديگر خليج فارس فراهم آيد . تحولات سياسى ايران و منطقه به گونه‌اى رقم خورد كه « امامان عمان » توانستند به تدريج در خليج فارس و حوزه اقيانوس هند موقعيت برترى نسبت به ايران بيابند . در مدت طولانى اواخر نيمه دوم قرن دوازدهم هجرى تا سالهاى روى كار آمدن سلسله قاجاريه ، عمان شاهد سردمداران و امامان متعددى بود كه جدا از تفاوت در عملكرد داخلى ، در روابط خارجى خود به ويژه در مناسبات با ايران نيز دو اصل اساسى را مدنظر قرار داده بودند . « امامان يعربى » در طول دوره حاكميت خود ( 1024 تا 1157 ق . / 1615 تا 1744 م . ) چهارچوب اصلى اين سياست را اجرا كردند . اصول اصلى اين سياست « اتخاذ سياست تدافعى و گاه تسليم در برابر ايران در شرايط ثبات قدرت مركزى و در پيش گرفتن سياست تهاجمى و توسعه‌طلبانه در وضعيت ضعف قدرت مركزى ايران » بود . امامان عمان ، طى يكصد سال ، تا روى كار آمدن سلسله قاجارى ، اصول اين سياست را به دقت اجرا كردند و همانگونه كه گفته شد ، هرگاه ايران داراى پادشاهى قدرتمند و حكومتى متمركز و قوى بود ، عمانىها سياست مدارا و تسليم را پيش ميگرفتند و تمام توان خود را براى ايجاد روابط متعادل با پادشاه ايران به كار مىبستند ؛ و آنگاه كه ايران دچار ضعف و سستى مىشد ، اين سياست به نگرشى سازش‌ناپذير و تهاجمى مبدّل مىگشت كه هدف اصلى آن ، « به سقوط كشانيدن بندر عباسى و سوق دادن مسير دريايى كشتىها به سمت بنادر عمان » بود . حملات سيف بن سلطان ثانى به بنادر و جزاير ايران در دوره شاه سلطان حسين صفوى ، حملات گسترده كشتىهاى عمانى به بندر عباسى و قشم و بندر لنگه در سال‌هاى پس از مرگ نادر شاه ، و كمك به ايجاد اغتشاش و گسترش ناامنى دريايى و زمينى در دوره حاكميت كريم خان زند با استفاده از قدرت رؤساى قبايل ، از جمله رويدادهايى است كه پيش از اين به آنها پرداخته شد و مويّد اعمال سياست « تهاجمى و توسعه‌طلبانهء » امامان عمان در مواقع ضعف حكومت مركزى ايران است . از طرف ديگر ، با سقوط صفويان و كم شدن نظارت بر تحولات اجتماعى كرانه‌هاى خليج فارس ، طوايف و قبايل گوناگون در اطراف بندر عباسى مستقر شدند . رؤساى طوايف براى حفظ و توسعه قدرت خود ، به دنبال هم‌پيمان و متحدى بودند تا بتوانند در رقابت با ديگر طوايف از توان بيشترى بهره‌مند شوند . رؤساى طوايف به تبعيت از شرايط سياسى ايران ، آنگاه كه حكومت مركزى قدرتمندى به وجود مىآمد ، خود را مطيع و فرمانبردار نشان ميداند و تمام نيروى خود را براي تأمين امنيت اجتماعى و اقتصادى به كار مىگرفتند ، و آنگاه كه قدرت مركزى ضعيف ميشد ، از نيروى انسانى در اختيار خود به منزلهء عناصر دخيل در جنگ قدرت استفاده و تلاش مىكردند حاميانى براى خود بيابند . امامان مسقط اين شرايط را به خوبى مىشناختند و در مواقع بحرانى در ايران ، از رؤساى اين طوايف به عنوان عناصر حامى خود در بنادر ايران بهره ميگرفتند . ارتباط بين عمان و رؤساى طوايف ساكن سواحل خليج فارس در پي ايجاد روابط نزديك تجارى بين نواحى سند ، پنجاب و مكران با عمان ، شكل تازه‌اى به خود گرفت و « بلوچان » ساكن اين نواحى به دليل اشتراك منافع اقتصادى با امام مسقط در مواقع بحرانى به مدد وي ميآمدند و بدين ترتيب خط ارتباطى مستحكمى بين سران طوايف بلوچ و عمان برقرار ميشد . پيش از اين ، درباره تأثيرات اين ارتباط بر تجارت بندر عباسى و نواحى پس‌كرانه‌اى آن گفته شد . از سوى ديگر ، اختلاف بين رؤساى طوايف عرب ساكن بندر عباسى و نواحى مجاور آن ، باعث مىشد برخى از سران اين طوايف در مواقع بحرانى ، در صف موافقان امام مسقط قرار بگيرند و در اتحادى نانوشته امّا مشخص و تعريف‌ناپذير ، در مواقع محاصره ، به عنوان حامى امام مسقط عمل كنند . گرايش‌هاى طرفدارانهء رؤساى طوايف ايرانى هوله » و « بنى معين » - كه از عمده‌ترين طوايف ساكن بندر عباسى و جزاير مجاور آن بودند - از امام مسقط در مواقع ضعف حكومت مركزى در ايران ، در تاريخ دورهء مذكور به خوبى قابل مشاهده است . تركيب پيچيده و نامتوازن عناصر قدرت محلى و مركزى در ايران ، امكان مناسبى را براى امامان مسقط فراهم مىآورد تا از پراكندگى قدرت و شكاف نيروها ، به نفع خود بهره بگيرند . اجراى اين سياست در قرن دوازدهم هجرى / هيجدهم ميلادى موجب شد ، نهايتا بندر عباسى به تدريج از صحنه اقتصادى خليج فارس خارج شود و اهميت « ايستگاهى و باراندازى » خود را از دست بدهد و به همان نسبت ، به تدريج بر اهميت « بنادر عمان » و نواحى مجاور آن افزوده شود . امّا آنچه كه بيش از همه در نيمه دوم قرن دوازدهم هجرى / هفدهم ميلادى بر حيات اقتصادى « بندر عباسى » تأثير گذاشت ، شكل‌گيرى خاندان سياسى « آل بو سعيد » در عمان بود كه از سال 1164 ق . / 1750 م . قدرت را در اين منطقه به دست گرفتند . « 1 » نخستين فرد اين خاندان به نام « احمد بن

--> ( 1 ) . درباره تاريخ آغاز حكومت « آل بو سعيد » اختلاف‌نظر وجود دارد . لوريمر آن را سال 1157 ق . / 1744 م . ( . Loriemer . op . cit . Vol 6 . p , 1 ) سديد السلطنه آن