حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
405
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
منطرح : طرح كرده شده و به دور افكنده شده . ( لغتنامهء دهخدا ، ج 13 ، ص 19135 ) مكارى : كسى است كه اسب و شتر و غيره به كرايه دهد . ( لغتنامهء دهخدا ، پيشين ، ص 18876 ) ميزان : نام برج هفتم از دوازده برج آسمانى ، مطابق مهرماه . ( لغتنامهء دهخدا ، پيشين ، ص 19421 ) ناظم مهام امور خارجه : كارگزارىهاى مهام امور خارجه در ولايات ايران روابط ميان مقامات محلى و كنسولهاى خارجى را در كليه قضاياى اتفاقيه و دعاوى حقوقى مربوط به اتباع خارجى حل و فصل مىكرد و مسئول آن با عنوان كارگزار و منشى و معاون او به عنوان ناظم مهام امور خارجه شناخته مىشد . نكول كردن برات يا حواله : از پرداخت وجه آن سرباز زدن . قبول نكردن آن . قبولى ننوشتن بر آن . نپرداختن آن را . ( لغتنامهء دهخدا ، ج 13 ، ص 20071 ) واپور : مأخوذ از لاتين ، جهاز دودى ، كشتى . ( لغتنامهء دهخدا ، پيشين ، ص 20352 ) وار : رسم و عادت ، طرز و روش ، نوبت ، زمان ، دور . ( لغتنامهء دهخدا ، ج 14 ، ص 20387 ) وقايعنگار : عنوان منصبى است كه وظيفهء ثبت رويدادها و اخبار مملكتى را به عهده داشته است . ياور : درجهء نظامى كه سابق در ارتش معمول بود و به جاى آن كلمهء سرگرد برگزيده شد . درجهاى فروتر از درجهء سرهنگ دوم و برتر از سلطان ( سروان ) ( لغتنامهء دهخدا ، ج 14 ، صص 20980 - 20981 )