حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى

29

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )

خوبى را درباره قدرت دريايى اين بندر و رئيس طايفه « نخيلو » - كه از او با نام « شيخ زايد » ياد كرده است - ارائه مىكند . براساس اطلاعات ابه كاره ، نخيلويىها بيش از هشتصد فروند كشتى در اختيار داشتند « 1 » و در هنگام جنگ مىتوانستند سه هزار مرد جنگى را بسيج كنند . « 2 » شغل اصلى آنان حمل و نقل كالا در مسير بندر عباسى تا بصره بوده است . « 3 » اطلاعات ابه كاره نشان مىدهد كه « نخيلويىها » با استفاده از ناوگان دريايى بخش عمده تجارت ميان بنادر ايرانى را انجام مىدادند و از اين راه قدرت بسيارى به دست آوردند . يكى ديگر از گروه‌هاى « بوميان عرب » ساكن بندر عباسى و نواحى مجاور ساحلى آن اتحاديه « هوله » است كه تركيبى از چندين طايفه بزرگ عرب محسوب مىشود و به احتمال بسيار ، پيش از دوره صفويه از عراق به سواحل جنوبى ايران كوچ كرده و در بخش‌هاى ساحلى ساكن شده‌اند . « ميرزا محمد حسين مستوفى الممالك » در نوشته خود دربارهء اعراب ساكن به نام تفصيل عساكر فيروزى مآثر شاه سلطان حسين در سال 1128 ق . / 1715 م . آنان را مهاجران عرب كوفه دانسته است كه پس از خرابى اين شهر به سواحل خليج فارس مهاجرت كرده‌اند . « 4 » رؤساى كنونى « قواسم » كه نام يكى از طوايف اتحاديه « هوله » محسوب مىشود - خود را از بازماندگان مهاجران عراق به سواحل ايران مىدانند « 5 » و يك گزارش انگليسى مربوط به اوائل سدهء نوزدهم ، مهاجرت آنان را به ساحل ايران همزمان با سقوط بندر سيراف در سدهء پنجم هجرى دانسته است . « 6 » هرچند دربارهء منشاء اصلى قبايل « هوله » اختلاف نظر وجود دارد ، « 7 » شواهد تاريخى نشان مىدهد كه عنوان هوله به بخش مهمى از طوايف عرب ساكن سواحل ايرانى خليج فارس در دوره صفويه اطلاق مىشده است . « 8 » مهم‌ترين تيره اقوام هوله در ايران ، « قواسم » بودند كه نخستين نشانه‌هاى تاريخى حضور آنان در بندر عباسى به سال 1133 ق . / 1720 م . باز مىگردد . « 9 » رئيس اين طايفه در سال 1135 ق . / 1722 م . از چنان قدرتى برخوردار بود كه در « باسعيدو » - يكى از بنادر جزيره قشم - تجارت‌خانه‌اى در رقابت با بندر عباسى تأسيس كرد . بيشترين قدرت او بر ناوگان دريايىاش مبتنى بود كه او را قادر به حمل و نقل كالا مىساخت . « 10 » حوزه نفوذ عرب « هوله » به خليج فارس محدود نمىشد و شواهد تاريخى نشان مىدهد كه اين طوايف در سال 1048 ق . / 1638 م . در بندر عباسى « 11 » و در سال 1076 ق . / 1665 م . در مسير پس‌كرانه‌اى بندر عباسى به لار « 12 » ساكن شده بودند و به ارائه خدمات به مسافران مىپرداختند . اين طوايف در نيمه دوم سدهء يازدهم هجرى / هفدهم ميلادى در بخش وسيعى از سواحل شمالى خليج فارس پراكنده شدند و در بنادر كنگ ، لنگه ، چارك ، عسلو ، شيلاو و كنگان مسكن گزيدند . ابه‌كاره استقرار آنان در بنادر مذكور را بين سال‌هاى 1085 - 1083 ق . / 1674 - 1672 م . تأييد مىكند . « 13 » حضور گستردهء طوايف عرب در بندر عباسى و مناطق مجاور آن تركيب اجتماعى ويژه‌اى را شكل داد كه مهم‌ترين مشخصهء آن ، تقويت پيوندهاى طايفه‌اى و شكل‌گيرى يك نيروى بالقوهء گريز از مركز و ايجاد زمينه‌اى مناسب براى ناامنى و بىثباتى در بندر عباسى و سواحل خليج فارس بود . البته تا زمانى كه ساختار ادارى و سياسى صفويان از توان و اراده قدرتمندى بهره مىبرد و مىتوانست از طريق كارگزاران سياسى خود نظارت شايسته‌اى بر امور بندر عباسى و سواحل داشته باشد ، اين نيروهاى اجتماعى ، به خوبى در خدمت رونق تجارت و بازرگانى و حفظ امنيت به كار گرفته مىشدند و در واقع تقويت‌كننده دولت صفويان بودند . اما از آنجا كه كارآمدى ساختار ادارى صفويان ، به ويژه كشته شدن امام قلى خان رو به ضعف و سستى نهاد و دولتمردان ايران بنا به دلايلى كه پيش از اين گفته شد ، از نظارت و كنترل كليه امور در بندر عباسى و سواحل ناتوان ماندند ، تركيب اجتماعى اين مناطق ، خود به خود ، تبديل به نيروى قدرتمند گريز از مركز شد و طوايف و اقوام و تيره‌هاى گوناگون با اتكاء و پيروى از رهبران و شيوخ محلى ، درصدد حفظ موقعيت خود برآمدند . در نتيجه ، شرايط بحرانى جديدى پديد آمد كه رؤساى طوايف و قبايل با استفاده از توانمندى نيروى انسانى خود

--> ( 1 ) . The travels of The Abbe Carre in India and The Near east 1672 to 1674 op . cit . p . 836 . ( 2 ) . Ibid , p . 103 . ( 3 ) . Ibid , p . 838 . ( 4 ) . متن بدون عنوانى كه در واقع صورت تفصيلى طوايف و عساگر ايران در اواخر عصر صفوى است . نخستين بار در فرهنگ ايران زمين به چاپ رسيد و در سال 1991 ميلادى نيز با شرح و تفصيلات بوسيله « مارينا كونكه » در آلمان به چاپ رسيده است . بنگريد به : - دانش‌پژوه ، محمد تقى ، آمار ملى و نظامى ايران در سال 1128 ، فرهنگ ايران زمين ، تهران ، جلد بيستم ، صص 421 - 397 . - Kunke , Marina , Nomadenstamme in Persian im 18 . und 19 . Jahrhundert , Berlin , 1991 . ( 5 ) . Kelly , J . B . Britain And The Persian Gulf , Oxford , 1968 , p . 18 . ( 6 ) . Ibid . p . 18 . ( 7 ) . براى آگاهى از جزئيات مباحث مربوط به منشاء « هوله » و قواسم بنگريد به : - دور القواسم فى الخليج ، پيشين ، صص 70 - 64 . همچنين : هاولى ، دونالد ، درياى پارس و سرزمين‌هاى متصالح ، ترجمه حسن زنگنه ، تهران ، همسايه ، 1377 ، صص 137 - 133 . ( 8 ) . براى نمونه ، ميرزا خليل مرعشى در كتاب خود ، مجمع التواريخ مىنويسد : « هوله كه قومىاند از عرب ساكن سواحل بلاد فارس » بنگريد به : مرعشى ، ميرزا خليل ، مجمع التواريخ ، تصحيح عباس اقبال ، تهران ، كتابخانه طهورى و سنايى ، 1362 ، ص 36 . ( 9 ) . مطالعاتى در باب بحرين و جزاير و سواحل خليج فارس ، پيشين ، صص 100 - 99 . همچنين : فلور ، ويلم ، اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ، ترجمه ابو القاسم سرّى ، تهران ، توس ، 1367 ، ص 118 و 116 ( دو گزارش مربوط به سال 1140 هجرى است كه در آن از « شيخ رحمة جلفارى » به عنوان رئيس نيرومند جلفار ياد شده است . شيخ رحمة بن مطر ، رئيس طايفه قاسمى در اين دوره است . ) ( 10 ) . Power Struggles . . . op . cit . p . 33 . ( 11 ) . Mandelslo , op . cit . p . 10 . ( 12 ) . Thevenot , op . cit . p . 128 . ( 13 ) . The travels of The Abbe Carre in India and The Near east 1672 to ( طاهرى . ; P . 832 ( عسلويه ) P . 830 ( كنگ ) ; P . 111 ( بوشهر ) 1674 op . cit , P . 94 سيراف . شيلاو ( لنگه ) , P . 824