حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى

149

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )

و بندر چيرو و بندر كنگان و ساير بنادر ديگر و غيره كه در ايام شاه مبرور اتفاق افتاده بود . » ( 14 ) اين مطلب اشاره به چند درخواست از جمله مورد زير است كه وزارت امور خارجه به صراحت اعلام كرده است . « بندر عباس كه از جمله بنادر متعلقهء دولت علّيه ايران است » به علت آنكه « اسباب بحريه و كشتىهاى جنگى در بحر العجم ندارد » و خود نمىتواند از مزاحمت‌هاى امام مسقط جلوگيرى كند از دولت انگليس مىخواهد كه به هر تدبيرى از تدابير ممانعت دريائى كه مناسب باشد در مقام سد راه افساد او در دريا برآيند » ( 20 ) البته مسئولان توجه نكرده‌اند كه اين چنين دفع فاسد به يارى افسد هيچگاه نتيجه بخش نبوده است . در حقيقت آنچه پيش‌تر دربارهء رفتار انگليس يادآورى شد و نيز مشكلات فراوان ديگر همگى ثمرهء ارزيابى نادرست و كوته‌بينىهاى همين مسئولان است ، كه خود نيز به نتيجه‌هائى از اين دست معترف بوده و خطاب به انگليسىها دخالت‌هايشان را اين چنين يادآورى كرده‌اند : « رضاى كارگزاران دولت انگليس بر اعمال مفسدين اين دولت جاى كمال افسوس است چه جاى آنكه خداى ناكرده علانيه آثار اعانت مشاهده شود » ( 20 ) ( * ) تنها گمرك بندر عباسى و نه همهء امور و بد و خوب آن در اجاره امام مسقط بوده است و امام مسقط نيز در بسيارى از اسناد خود را رعيت ايران خوانده است ، اما انگلستان همواره در مقام حمايت از امام مسقط و خانوادهء وى بوده و پىدرپى در روابط امام مسقط و ايران مداخله و علّيه ايران اخلال مىكرده و امام مسقط را حاكم بندر عباسى عنوان مىداده و بيشتر اوقات در ظاهر به مصلحت‌انديشى و توصيه مىپرداخته و در باطن به نفع امام مسقط پا در ميانى مىنموده ضمنا در پوشش نصيحت تهديد مىكرده است كه « جناب امام مسقط آلات بحرى بسيار دارد و اگر خفتى از جانب دولت علّيه ايران به او برسد مىتواند تلافى [ كند ] و ناامنى به جهازات و بنادرات ايران برساند و امناى دولت علّيه انگليس هم نوشته‌اند به دوستدار كه جناب امام مسقط دوست قديم متفق دولت انگليس است » ( 10 ) نكتهء آخر را يكى از اسناد ديگر هم - احتمالا از قول كارگزار و كارپرداز ايران در بمبئى - نقل مىكند كه « حضرات انگليس بسيار اظهار محبت و دوستى بالنسبه به امام مسقط مىكنند » ( 11 ) ( * ) گهگاه نيز مستند دخالت انگليس ، روش‌هاى نامناسب ارتباط بين دو دولت از جانب ايران بوده است ، بدين معنى كه انگليس همواره با منت گذاشتن رفتار نامناسب خود را نوعى كمك به ايران تلقى كرده است و خلاصه آنكه در اين مداخلات طلبكار هم شده است . از سوى ديگر نيز به صراحت مىگويد كه امام مسقط دوست قديم و متفق انگليس است . دولت ايران هم از اين معنى آگاه بوده است كه اگر حمايت آشكار انگليس نباشد شيوخ سواحل جنوب خليج فارس جرئت كارهاى خلاف را ندارند و به صراحت مىگويد « بديهى است كه اگر اين آثار ظاهره و باطنه را مشايخ بنادر از گماشتگان انگليس نمىديدند جرات به اين همه خيرگى و اضرار نمىتوانستند نمود » ( 20 ) اما مسئولان سفارت انگليس بر خلاف همهء اصول متعارف در روابط دوجانبه در پاسخ نامه‌اى به اين وضوح مىنويسد كه « نه فقرانى كه در آن مندرج است حالى دوستدار شد و نه دلائلى كه آورده بودند » . درعين‌حال در پاسخ‌هاى سربالاى خود به طور مكرر به اين نكته اشاره مىكند كه اين مداخله براساس خواست مأمور دولت ايران بوده است : « گويا در نظر آن جناب اشرف محو شده است كه در دو ماه قبل از اين آن جناب اشرف بر دوستدار تكليف نمودند كه مداخله دوستانه در اين باب نمايد و چند طغرا كاغذ كه ربط در اين خصوص داشت ارسال داشتند كه الآن موجود است » ( 26 ) و سپس همان نصيحت‌هاى مكارانه را همراه با تهديدهاى روى پوشيده مطرح مىكند كه : « خلاصه از كفايت و عاقبت‌انديشى آن جناب اشرف استفسار مىشود كه كدام از براى دولت ايران مفيدتر است كه باز بندر عباس را در اجاره امام مسقط بگذارند از براى باج معين و به اين جهت همه تجارت بحر العجم جنوب مملكت ايران منظم باشد و يا اينكه چندين صد هزار تومان و چندين هزار نفس هر سال تلف شوند در پوشش بيرون كردن امام مسقط از بندرى كه هوايش به حدى متعفن است كه احدى از آن به هيچ‌وجه در آنجا در تابستان نمىتوانند زيست نمايند و احتمال چندين هزار تومان مخارج و خسارت هم دارد ، در محاصره شدن بندر بوشهر و مسدود شدن راه تجارتى همهء جنوب ايران . » ( 26 ) در نامه ديگر باز هم انگليس مصلحت‌انديشى مىنمايد و در پوشش حفظ منافع ايران نصيحت مىكند كه نبايد در مورد بندر عباسى با امام مسقط درافتاد و مىگويد : « ديگر آنكه اگر دولت علّيه ايران آن مملكت را از او پس بگيرند هيچ نفعى براى دولت علّيه ايران به نظر نمىآيد . از قرارى كه حال معلوم است اجارهء آنجا سالى شش هزار تومان به حاكم فارس مىرسد اما اگر از دست كسان دولت ايران برود اين مبلغ از ميان مىرود و علاوه بر آن سالى پانزده هزار تومان كمتر خرج ساخلوى آنجا را براى محافظت به پاى دولت ايران محسوب نخواهد داشت . از اين هم گذشته ضرر بسيار به تجار ايران خواهد رسيد و اين بر دوستدار يقين است كه حاكم بندر عباس حال كمال حمايت به تجار مىكند و كار تجار به امنيت و سلامت مىگذرد » ( 10 ) در اين چند سطر انگليس چند پيام مىدهد . نخست اينكه اگر با امام مسقط بد رفتارى شود منافع حاكم فارس به خطر مىافتد و اين مطلبى بوده است كه همواره مورد توجه مأموران منفعت طلب بوده كه بيشتر اوقات منافع آنى خود را بر مصالح آنى