حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
128
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
6 - واژههاى بيگانه فهرست زير بيشتر نزديك به تمامى واژههائى هستند كه در اسناد بندر عباسى به كار رفتهاند و نشان مىدهند كه به كارگيرى اينگونه واژهها از زبان فرانسه و انگليسى زياد نبوده است ، همانطور كه در اين اسناد واژههاى عربى غيررايج در زبان فارسى نيز بسيار اندكاند . افشيل : ( 261 ) قونسول جنرال : ( 320 ) باستيان ( - باستيون ) : ( 207 ) قوهء الكتريت : ( 387 ) باليوز : ( 51 ) كانسل : ( 209 ) پاكت : ( 133 ) كلنل : ( 372 ) پرتست : ( 301 ) كماندان : ( 387 ) پولتيك : ( اسناد متعدد ) كماندر : ( 19 و 21 ) تلفان : ( 387 ) كميسر : ( 91 ) تلغراف كونسل : ( 96 ) راپرت / راپورت : ( 153 ) گراننتين ( قرنطينه ) : ( 303 ) سكرترهء خارجه : ( 261 ) موزيكان ( 192 ) سكرترى : ( 19 و 261 ) ميل ( پست ) : 220 صبه ( 18 ) : سوار صبه نرم : قواعد و نرم فى ما بين ( 373 ) قبيطان / كپتان ( 15 و 394 ) واپور : ( 278 ) قرانتينه ( 386 ) ويس فونسول : ( 363 ) 7 - نتيجه با دقت در متن اسناد و نيز فهرست واژههاى مفرد و تركيبات و استعارات مىتوان بيشوكم به اين نتيجه رسيد كه صرفنظر از عناوين و القاب مسئولان عالىرتبه كه جنبهء منشيانه آن تقريبا در طول دورهء مورد بحث ما حفظ شده است ، بقيهء متن اسناد بيشوكم و اندكاندك از اصطلاحات و لغات دشوار دور و مطالب قابل فهم عموم شدهاند . شايد علاوه بر گرايش عمومى زبان به سادهتر شدن ، بخشى از علت را هم بتوان در اين امر جستجو كرد كه بيشتر نويسندگان نامهها و گزارشهاى محل بحث داراى اطلاعات ادبى و منشيانه نبودهاند . به علاوه اين اسناد گزارشهائى از امور و وقايع روزمره بودهاند و نيازمند طرح روشن مطلب و محتاج پاسخ سريع . در بسيارى از نامهها كه طرفين همعرض هماند و يا نويسنده به هر دليل خود را همشأن مخاطب مىداند عناوين و القاب و خطابها تقريبا كنار گذاشته شدهاند و گهگاه نويسندگان در عنوانها به الفاظى مانند خدايگانا . و نيز قربانت شوم و تصدقت گردم ، بسنده كردهاند و گاه نيز اين عناوين هم وجود ندارند . يكى از رفتارهاى نظرگير در اين اسناد رفتار كارگزار ايران در بمبئى است كه هم نوشتهاش ساده و هم محتواى كلامش صريح و روشن و هم تا حدودى بيانش تند و انتقادآميز است و هم گزارشها و نامههايش خالى از مطالب بىفائده و كممعنى است و جز چند مورد تقريبا فاقد عنوانها و خطابهاى مرسوم و تعارفهاى معمول است . نويسندگانى هم كه با يكديگر دوست هستند نوشتههايشان از تعارفهاى غيرمعمول خالى است . آنچه از جانب نمايندگان كشورهاى ديگر خطاب به مقامات ايرانى نوشته شده است تا حدودى از شيوهء منشيانهء ايران - به ويژه در خطابها و عناوين ابتدا و انتهاى نامهها - تقليد كردهاند و چنانچه اين قبيل اسناد با اسناد و نامههاى دورههاى بعد مقايسه شود ، معلوم مىشود كه بيگانگان به ويژه انگليسها در آن دوره از سبك و سياق نوشتههاى ايرانى پيروى مىكردهاند و فقط عناوين و خطابها و القاب بهكار گرفته كمى كوتاهتر بودهاند . اين شيوه نگارش نشان مىدهد كه در آن ايام نيز اين كشورها به ويژه انگليس سعى داشتهاند منشيان ايرانى باسواد ورزيده را ، چه در مركز و چه در بندر عباسى و بوشهر ، به كار بگمارند .