حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
121
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
فصل اوّل بررسى اسناد از منظر زبانى و ادبى مقدمه بررسى اسناد تاريخى هر دوره از منظرهاى مختلف داراى اهميت است ، هم زواياى تاريخ يك دوره را در كليت تاريخى درون كشور و نيز روابط با ديگران روشن مىسازد و هم با اندكى دقت وجوه جامعهشناختى و مردمشناختى دورهء مورد نظر را مىنماياند و هم بسيارى از مسائل سياسى و ادارى و اقتصادى اين دوره را از نظر تاريخى گزارش مىكند و نيز برخى از ويژگىهاى زبانى و ادبى را نشان مىدهد . اسناد و مدارك مربوط به بندرعباسى و به طور كلى خليج فارس در اين كتاب ، كه يك دوره به نسبت طولانى را دربر مىگيرند ، از نظر گاهى كه بيان كرديم داراى اهميتاند و مقدمهاى براى بررسى بخشى ، هرچند كوچك ، از مسائل جامعهشناختى و مردمشناختى دورهء قاجار ، به ويژه دوره ناصرى و مظفرى . در اين نوشته برخى از مسائل جامعهشناختى ، سياسى ، اقتصادى ، ادارى و نمونههائى از مسائل مردمشناختى به صورت چندوجهى بررسى و در برخى از موارد تحليل مىشوند . اسناد بندر عباسى را مىتوان تا حدود زياد از چند جهت به شرح زير بررسى كرد . 1 - از منظر زبانى و ادبى 2 - از منظر ادارى يا مديريت كشور 3 - از منظر مسائل مربوط به حاكميت 4 - از منظر روابط خارجى و رفتار با بيگانگان نظر به اينكه اين اسناد از يكسو به صورت نامهها يا گزارشهائى هستند كه داراى دو طرف فرستنده و گيرندهاند ، بنابراين مىتوان از اين جهت نيز اسناد را مدنظر قرار داد . اين كار چگونگى مواضع طرفين را روشن مىكند . تعيين اين مواضع عملا در متن يكى از طبقهبنديهاى چهارگانه اول انجام مىيابد . با توجه به آنچه گذشت به بررسى اسناد از منظرهاى چهارگانهء پيش گفته مىپردازيم : 1 . شيوهء نگارش شايد نتوان اسناد بندر عباسى را نمونهاى معنىدار از كليهء اسناد ديوانى دوران قاجار دانست ، زيرا اسناد يادشده هم تمامى اين دوره را دربر نمىگيرند ، از آن جهت كه تاريخ تحرير آنها از نيمهء دوم زمان فتحعلى شاه ( 1227 ق . ) آغاز و به ابتداى مشروطيت ( 1321 ق . / ) مىانجامد و هم دربرگيرندهء تمامى ايران از جمله مركز كشور ، يعنى تهران ، نيستند ؛ اما از آن جهت كه شمار قابل توجهى از اسناد يك دورهء مهم تاريخى ، از لحاظ روابط داخلى و خارجى جنوب ايران ، در بردارند داراى اهميتاند و شايد نمونهاى از شيوهء نگارش اسناد ديوانى ايران ، غير از تهران را عرضه كنند . درعينحال نمىتوان از فوائد زبانى و ادبى اين اسناد به طور كامل سخن گفت . در واقع تنها مىتوان به يادآورى چند نكتهء زبانى و ادبى مندرج در اين اسناد بسنده كرد . به علاوه هرچند محتواى بسيارى از اين اسناد قابل اعتنا و توجهاند اما از لحاظ شيوهء نگارش و حتى بيان مقصود در موارد متعدد نمىتوان آنها را اسنادى باارزش بالا تلقى كرد . صرفنظر از ناخوانا بودن برخى كلمات و افتادگىهايى كه وجود آنها در اسناد قديمى ما رايجاند و به يك معنى بايد طبيعى دانسته شوند ، از لحاظ ساختار نحوى نمىتوان جملهها را كامل و يا صحيح دانست . درك درست برخى جملهها تا حدودى دشوار است و افتادگىها و يا به كارگيرى نادرست افعال ابهامات متعددى را به وجود مىآورند . شيوهء نگارش به شيوهء محاوره نزديكتر است تا شيوهء نگارش منشيانه ، كه در كارهاى ديوانى ايران دورهء قاجار در مراكز عمدهء كشور معمول بوده است . جز مواردى كه مىتوان نامهها و دستورالعملها و گزارشها را نوشتهء مستقيم و يا تقرير برخى از صاحبمنصبان عالىرتبهء باسواد ( اعم از صاحبمنصبان مقيم تهران يا ديگر ايالات ) دانست بقيه آنها نوشته يا تقرير مسئولان و يا منشيان با سواد متوسط است و بنابراين توقع ملاحظهء نثر قابل اعتنا در آنها بىمورد است . در واقع شيوهء نگارش اين اسناد فاصل بين نثر منشيانهء دوران قاجار ، به شيوهء قائم مقام و امير نظام گروسى و يا منشيان صاحب عنوان از يكسو و نثر عاميانه از سوى ديگر است و بهتر بگوييم كمى از زبان معمول مردم فراتر است . استثناءها نيز مربوط به امثال مشير الدوله و يا يكى دو تن از كارگزاران است . همچنين افعال و حروف ربط و اضافه گهگاه در جاى خود قرار ندارند . درعينحال ابتدا و انتهاى بسيارى از اسناد كم و بيش از ادبيات