زين الدين محمود واصفى
66
بدايع الوقايع ( فارسى )
طارم چهارم ، كه عبارت از خسرو خاور است ، هرشام خود را سمندر صفت در آتش شفق ( 17 b ) مىاندازد ، و شاه ممالك شام كه « 1 » ماه انور است در خاكستر سپهر و اخگر نجوم مسكن مىسازد . و كرهء هوائى با آنكه جبهء پرينهء ابر در آغوش دارد ، از شدت سرما دمبهدم نفس سرد مىكشد . و عنصر آتشين با آنكه هميشه از دود پوستين سمور بر دوش دارد ، از برودت هوا لرزه مىزند . [ قطعه ] : در فصل دى چو شعلهء آتش زند علم * دارم بسى عزيزتر از شوشهء زرش زان آتش از صعوبت سرما فسرده نيست « 2 » * كز دود پوستين سمور است در برش بر راى عالمآراى پوشيده نماند كه در چنين فصل چون آتش دل و حرارت سينه ، دفع سرما از سرما نمىكند ، از برهنگى ، كار فقيران نزديك به آن رسيده كه از خلعت حيات نيز عارى گردند . چون شيوهء لطف و بندهنوازى ، جامهاى است كه از جامه خانهء حضرت ستار بر ذات بزرگوار آن حضرت پوشيدهاند ، رجاء واثق و امل صادق « 3 » كه اين « 4 » فقيران بىسروپا ، هركدام به پستينى از جامه خانهء كرم آن حضرت پوشيده گردند . هميشه ذات با بركات ، به خلعت حيات ملبس باد بالنبى « * » و آله الامجاد . چون به مدرسه معاودت نموديم ، يكى از ملازمان خواجه رسيد و در خلوت به اين فقير گفت كه : خواجه از ملازمان شما التماس نمودهاند « 5 » ، كه بنده را به جوان قصابى علاقهء تعلقى « 6 » شده ، كه روزى مرا صد بار مىكشد و باز زنده مىسازد . [ بيت ] :
--> ( 1 ) - C ، اضافه شده : عبارت از . ( 2 ) - T : است ( 3 ) - در نسخ ديگر صفات جا به جا شدهاند . ( 4 ) - A : از اين . ( 5 ) - C : التماس نموده فرمودند كه . B : التماس فرموده . ( 6 ) - A : فقط . ( * ) س 16 : بالنبى