زين الدين محمود واصفى
65
بدايع الوقايع ( فارسى )
و در اين سال گرانى و قحطى در سمرقند به مرتبهاى بود كه خلق بجز قرص ماه و خور بر مايدهء فلك مستدير نديدى ، و گرسنگان فقير شبها از خرمن پروين به خيال خوشه چيدى . [ بيت ] : گرسنه شكم بر نمد دوخت چشم * كه همسايهء گوشت بوده است پشم از غرايب امور آنكه ، شبى به خانهء دوستى به مهمانى رفته شده بود ، دزدى قفل در خانهء مدرسه را برتافته و هرچه يافته برده قريب به ده طالب علم غريب خراسانى ، در غايت پريشانى و افلاس پيش اين فقير آمده ، اظهار حال خود بر اين وجه كردند كه : اگر فكرى به حال ما نكنى ، همه از سرما و گرسنگى هلاك مىشويم . گفتم : اى دوستان غم مخوريد فتوكّلوا إِنَّ اللَّهَ « * » يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ « 1 » از حضرت شيخ شقيق بلخى منقول است كه فرمودهاند : كه اگر زمين روى شود و آسمان آهن گردد ، كه نه از زمين رويد و نه از آسمان بارد ، و همهء عالم عيال من باشد ، يك سر موى از توكل برنگردم ؛ الرزق على اللّه تعالى و تقدس . شنيده بودم كه در سلسلهء فولاد سلطان جوانى است در غايت فهم « 2 » و نهايت كرم كه او را اميركاء شاهى مىگويند ، از براى وى مكتوبى نوشته ، در بيان حال طلبه فرستاده شد . چون بر مضمون [ آن ] اطلاع يافت ، به جانب تعهد فقيران شتافت و ايشان را به مهماندارى به خانه طلبيده . از براى اين كمينه پوستين مويينه « * * » و سروپاى مناسب و از براى هريك از طلبه پوستين بره و پيراهن « * * * » و تنبانى كرم نموده ، و آن مكتوب اين است كه به وى نوشته شده بود « 3 » : سرفرازا بندهنوازا معروض ضمير منير آفتاب تنوير آنكه شدت و صعوبت سرماى دى و سردى زمستان و خنكىهاى وى ، به درجهاى رسيده كه خورشيد اوج
--> ( 1 ) - قرآن : سورهء 3 آيهء 153 ( به غير از كلمهء اول ) . ( 2 ) - A : جود . ( 3 ) - P : شده بود : هو الا تشاء ، T : شده بود ، مكتوب . ( * ) س 10 : فان إله ( * * ) س 18 : موينه ( * * * ) س 18 : پراهن