زين الدين محمود واصفى

46

بدايع الوقايع ( فارسى )

نشسته مانند حور عين ، ساقيان « 1 » سيمين ساق شراب ناب مروق را در جام مرصع ريخته بودند و نقل پستهء نمكين را به قند شكر خندهء شيرين [ بر ] آميخته ، لمؤلفه « 2 » : جام زر را ساقيان از لعل زيور ساختند * دختر رز را ز چين شيشه معجر ساختند گويا كه مجلس‌آرايان ماه‌طلعت مشعبدصفت آتش سوزنده را در درون آب صاف تعبيه نموده بودند ، يا نمونه‌اى از دل پرخون عاشقان تلخ‌كام به شيرين‌لبان سيم‌اندام مىنمودند . بر گريهء تلخ چشم صراحى ، لبهاى جام از خنده فراهم نمىآمد كه در چنين محفل روح‌افزا چرا گريه‌كنان و اشك‌افشان است . و دايره از جلاجل دستك‌زنان كه در چنين عشرتگه جنت‌آسا چنگ را چه محل سينه كندن و ناله و افغان است . حباب بر روى شراب اشارت نما كه [ جام را ] لاجرعه نوش بايد نمود . اشارت است كه لاجرعه نوش ساغر مى را * از آن حباب‌نگون گشته از شراب برآيد « * » نديمان خوش‌منظر شيرين‌مقال و حريفان مه‌پيكر همايون‌خصال ، طرح گفت‌وگوئى ظريفانه انداختند ، و مجلس را رشك فردوس برين ساختند . خواجه‌انگيز بديهه گفتن كردند و بر حضار مجلس در بديهه به مرتبه‌اى غلبه نمودند كه مزيدى متصور بر آن نباشد . مولانا قتيلى ، كه افضل فضلاء عراق و خراسان بود ، در گوش فقير گفت : اين خواجه ما را عجب در نظر اين جماعت زبون و رسوا گردانيد ، و كار به جائى رسانيد كه ما پيش او دم نمىتوانيم زد .

--> ( 1 ) - A : و ساقيان . ( 2 ) - C ، بجاى « لمؤلفه » عنوان : « ساقىنامه » را دارد ، نسخ ديگر « لمؤلفه » را ندارد ، در T پيش از اشعار اين عبارت نوشته شده است : « و بو بيت اول مجلس نيك شاء نيدا بغايت مناسب دور » . ( * ) س 14 : كذا ، ظاهرا : كز شراب