زين الدين محمود واصفى
41
بدايع الوقايع ( فارسى )
كه : مولانا خوافى را در جميع علوم و فنون دستگاه آن هست كه اگر كتب و رسايل جميع علوم را در دريا ريزند « 1 » ، چنانچه از هيچ علم در عالم اثر باقى نماند ، وى مىتواند كه احياء جميع علوم نمايد بر وجهى كه از هيچ علم و فن نكته و دقيقهاى فوت نشود . و مولانا خواجگى در اكثر علوم خصوصا در علم معانى و بيان « 2 » اشتهار تمام داشتند و رايت فصاحت در مضمار بلاغت بر ذروهء إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ « 3 » برمىافراشتند . روزى اين كمينه را به رسم ضيافت و مهماندارى به خانه طلب فرمودند ، و جمعى كثير از افاضل و اعالى و اعيان و اهالى [ شهر ] سمرقند حاضر بودند ؛ از كثرت تكرار التفات و تتابع الطاف و عنايات آن حضرت نسبت به اين فقير حقير ، دو طالب علم سمرقندى را آتش حسد در كانون سينهء پركينه برافروخت و متاع صبر و طاقت ايشان را به تمام سوخت . [ لمؤلفه ] : از حسد در سينهء خود آتشى افروختند * هم مرا هم خويش را هم جان و هم دل سوختند الفاظ و عبارات مموهه « 4 » و كلمات مزخرفهء مهمله كه از اجلاف سوقيهء خراسانيان واقع مىشود ، به قصد تخجيل اين كمينه گفتن گرفتند . و قصيدهاى كه مولانا بنائى به زبان اين طايفه گفته بنياد خواندن كردند ، كه : چونه هال و هوال تو لهله جان * حشى نيكى ميشى مرد كلان . . . « 5 » [ 12 a ] حضرت خواجگى متغير شدند و ايشان را منع فرمودند . به گمان آنكه مگر اين كمينه را تفاوت مىكند ممنوع نشدند . كار به درشتى و
--> ( 1 ) - A : در آب اندازند . ( 2 ) - T : علم معانى و علم بيان ( 3 ) - قرآن سورهء 2 آيهء 30 . ( 4 ) - در تمام نسخ : مووهه . ( 5 ) - به مقدمه رجوع شود .