زين الدين محمود واصفى

510

بدايع الوقايع ( فارسى )

يگانه‌اى كه چون در هنگامهء چرخ چنبرى دعوى نمايد ، پيك تيزرو ماه قدم جز به ميدان آمنا و صدقنا نگشايد ، فرزانه‌اى كه هرگاه در معركهء فلك طاس باز چون كبك درى جلوه كند ، خروس صبح آئينه‌فام جز نغمهء تحسين او نسرايد . هرچند يافت مرتبه هرگز دگر نكرد * با خاص « 1 » و عام [ و ] اصلى [ و ] لولى سلوك خويش خوش لهجه‌اى كه تا به فلك رفت نغمه‌اش * در چرخ رفته زهره پى چرخ و دوك خويش روشن طبع آئينه ضمير ، پهلوان درويش محمد كشتىگير بداند كه عرضه داشت او كه مصحوب حافظ غياث الدين محمد دهدار معروض پايهء سرير چرخ مسير گردانيده بود ، رسيد . مضمون معلوم گشت . متعاقب آن خبر رسيد كه بحسب تقدير ايزدى سيلى خطرناك از نواحى آستانهء ملايك آشيانه « 2 » حضرت بارى « 3 » گذشته ، نعمت [ آباد ] را ممر عبور ساخته بوده و آن پهلوان فرزانه جمعى از غريب و غريب‌زاده‌ها را « 4 » چنانچه عادت ميمون باشد . به سيلاب فنا داده و خود « 5 » از آن مهلكه بيرون جسته ، به غايت غريب نمود . مىبايد كه كماهى حالات را عرض كرده متعاقب عرض حالت و سؤال حاجت لازم داند . [ رباعى ] « 6 » : آن جملهء ارباب هنر را سرور * هرگه كه نمايد از پى قصد هنر

--> ( 1 ) - A ، C : خواص ( 2 ) - A ، C ، P : نسخه شماره 3392 ، نسخه شماره 1320 : ملك آشيانه ، نسخه شماره 8585 فلك آشيانه ؛ B : ملايك اشتباه ( 3 ) - B : بارى جل و على ( 4 ) - B 2 : غريب‌زاده‌ها ( 5 ) - P : به سيلاب فتاده خود را ( 6 ) - T ، T 2 : انشاء