زين الدين محمود واصفى
504
بدايع الوقايع ( فارسى )
بيدار شد ، پرسيد كه : اين چه غلغله و مشغله است ؟ گفتند كه : فيل بر سر پهلوان شبيخون برده و پهلوان خبردار گرديده و او را در كوتك « 1 » مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ « 2 » كشيده . ميرزا فرمود كه مشاعل افروختند و سوار شده قريب به هزار كس متوجه خانهء پهلوان شدند . چون رسيدند ميرزا فرمودند كه : اى پهلوان ، مروت ! پهلوان پيش دويد و گفت : شاها ، اين جانور مرا تمام هلاك ساخته بود ، للّه الحمد [ كه ] به يمن دولت [ و همت ] شما خبردار گرديديم . ميرزا گناه فيل را از پهلوان طلبيدند و او را خلاص گردانيدند « 3 » . صباح ميرزا فرمودند كه : پهلوان را به فيل آشتى مىدهيم و طوى [ و جشنى ] مىسازيم . الحاصل گوسفندان و اسپان كشتند و طوى راست كردند و پهلوان و فيل را لباسهاى فاخر [ و قيمتى ] پوشانيدند « 4 » و از براى فيل ماش و گرنج « 5 » پختند و در باركشى پيش فيل نهادند . پهلوان بر يك جانب و فيل بر جانب ديگر ؛ پهلوان نوالهها راست مىكرد و پيش فيل مىداشت و در دهان او مىگذاشت . و فيل نيز نوالهها راست كرده پيش پهلوان مىنهاد [ و پهلوان آن را ] تناول مىنمود . بعد از آن پهلوان پيشانى فيل را بوسه داد و فيل نيز سر نياز پيش پهلوان بر زمين نهاد . [ قدوة الظرفا و زبدة العرفا المخصوص بعواطف الملك الهادى ] خواجه محمود تايبادى مىفرمود كه : خواهرزادهء پهلوان محمد ابو سعيد كه درويش محمد نام داشت در سن هفده سالگى يكى از جماعت مهرهء اثنى عشريه درس مولانا شيخ حسين بود « 6 » كه در شرح هدايهء حكمت [ با ] ميرك چنگى « 7 » هم سبق بودند . [ و ] مولانا
--> ( 1 ) - P : به كتك ( 2 ) - قرآن سورهء 2 آيه 212 ( 3 ) - A ، C : از پهلوان اوتون گردانيده برگردانيدند ( 4 ) - A : پوشيدند ؛ P : به لباسهاى فاخر مفتخر گردانيدند ( 5 ) - نسخ ديگر : برنج ( 6 ) - T : سيدين ايردى ، همچنين مولانا شيخ آليدا اثنا عشريه مهره ( 7 ) - T : ميرك چنگى برله ؛ حرف اضافه « با » در هيچ نسخهاى نيست .