زين الدين محمود واصفى
486
بدايع الوقايع ( فارسى )
كجاست ؟ گفتند : شاها وى مريض است . ميرزا فرمود كه تخت روانى بردند او را آوردند . ميرزا گفت « 1 » : اى استاد اگر اين شخص را علاج كنى ، آنچه مراد و مقصود تست حاصل گردانم . فرمود كه : مورچهء سوارك كه آن را مورچهء سليمان مىگويد « 2 » يكچندى را جمع ساختند . لبهاى پارهء زخم روده را فراهم آورد دهن يك مورى را به زخم رسانيدند ؛ آن مور نيش خود را به زخم فروبرد ، فى الحال سر او را به مقراض از تن جدا كرد . ديگرى را در پهلوى وى داشت آن را نيز سر از تن جدا كرد . همچنين دور « 3 » زخم روده را به اين نوع دوخت و در شكم او كرده زخم شكم را نيز دوخت [ و ] تربيت « 4 » و رعايت كرده در عرض چهل روز مفرد « 5 » بر سر قدم آمد « 6 » و صحت يافت . چون مفرد از بستر مرض برخاست و در ميدان صحت قدم نهاد . به حكم : أحسن الى من اساء « 7 » ، زبان به درخواست و شفاعت امير خليل گشاد و گناه او را از پادشاه طلبيد . پادشاه خط عفو بر جريدهء جريمهء « 8 » او كشيد فرمود كه : منادى كردند كه امير خليل مىبايد كه اعتماد به مغفرت شاهى و عنايت نامتناهى نموده ، از دايره ترس بيرون آمده ، به تقبيل پايهء سرير عرش نظير حاضر گردد . چون اين خبر به امير خليل رسيد به عتبهء عليه حاضر گرديد . پادشاه گفت : اگر شما را به مفرد آشتى دهيم چگونه باشد . گفت : شاها ، تا زمانى كه ( 93 a ) ميان من و مفرد جنگ واقع نشود آشتى ما را قرارى و اعتبارى نخواهد بود . مفرد را گفتند : تو چه مىگوئى ؟ گفت ،
--> ( 1 ) - A ، C : فرمود ( 2 ) - T : مورچهء سليمانى كه آنىترك تيليدا آت قارينجه سى ديرلار ( 3 ) - P : دور ، B : اوازده ، B 2 : دو ، T : زخلارنى ( 4 ) - B ، B 2 : به ترتيب ( 5 ) - B ، B 2 : او را ( 6 ) - B ، B 2 : آورد ( 7 ) - T : به حكم مصرع در عفو لذتى است كه در انتقام نيست ( 8 ) - P : جرايم .