زين الدين محمود واصفى
481
بدايع الوقايع ( فارسى )
[ 18 ] گفتار در ذكر مفرد قلندر روزى در ييلاق شاهرخيه در موضع اتا اريقى « 1 » كه منجوق سراپردهء همايون به عيوق فلك لاجوردى برابر ساخته بودند ، و اطناب خيام دولت ابد اختتام را بر كنگرهء سپهر احتشام افراخته ، حضرت سلطان الاعظم ، مالك رقاب الامم ، ناصر كلمة اللّه العليا [ المترقى على الدرجات العلى الرؤف على الرعايا ، العطوف بين البرايا ] المختص بعواطف الملك الاحد ، [ مظفر الدين ] سلطان محمد مد ظله العالى در درون ديوانخانهء دولت بر تخت شاهى [ و اريكهء « 2 » پادشاهى ] نشسته بودند ، و ارباب فضيلت [ در مقام خدمت به يكديگر پيوسته ] « 3 » ، به اين كمينه خطاب فرمودند كه : از حكايات مفرد قلندر كه يتيمان خراسان را به جنگ چوب زبون ساخته ( 91 b ) بود ، و كشتى عمر ايشان را در گرداب حيرت انداخته ، شمهاى بيان فرمايند . بعرض رسانيده « 4 » شد كه : درويش احمد سلهكش كه لنگردار و طلبكش
--> ( 1 ) - T : اتا آريغ موضعى را ( 2 ) - B 2 , B : اورنگ ( 3 ) - در نسخه C , A : بهجاى اين كلمه : حاضر ( 4 ) - P , C , A : رسيده .