زين الدين محمود واصفى
461
بدايع الوقايع ( فارسى )
حيف باشد هزار حيف كه تو * بهر اندك ملال من به جهان ذلت معصيت نهى بر خويش * دور مانى ز رحمت رحمان « 1 » پا زدن بر سر فتاده به راه * نيست آيين سروران و سران مرو اين راه را كه دور است اين * از طريق عدالت و احسان در سمرقند اگرچه بىقدرم * چون عمر در ولايت كاشان نه به عرفان من كسى را علم * نه كسى را به علم من عرفان با همه شاكرم ز منعم خود « 2 » * نعمتش را چرا كنم كفران كه مرا ساخت مبتلاى فراق * ماند بر من عقوبت هجران نه به چنگ شماتت امثال * نه به دست مذلت « 3 » اقران در غريبى اگرچه بد حالم * چون قمر در اواخر ميزان به كه باشم به ملك خود چون شمس * مانده در عقدهء ذنب حيران
--> ( 1 ) - P : يزدان ( 2 ) - T ، B ، B 2 : جود ( 3 ) - P : مذلتت