زين الدين محمود واصفى
459
بدايع الوقايع ( فارسى )
از كرم هيچ كيسه خالى نه * كاسه از آش و خانه از مهمان نشكند بىحضور مهمانى * كاسبى كاورد به كف لب نان بس بود بر بلاد فضل هرات * چه بلد بلكه بر تمام جهان كه بسان تو مظهر جامع * كرده از وى ظهور در دوران نه به دولت ترا كسى همبر * نه به دانش ترا كسى همسان در سخن بهترى ز خاقانى * در حكومت نهاى كم از خاقان چون توئى در عمارت و خيرات * كس نيامد موفق « 1 » از يزدان فضل تو اظهر من الشمس است * همچو خورشيد بر جهان تابان من چه گويم كه از فضايل تو * هرچه گويند هست صدچندان گر به تدوين رسد فضايل تو * نتوان ضبط آن به صد ديوان نه همين در زمانه مثلت نيست * كه نبوده است هم به هيچ زمان
--> ( 1 ) - P : موافق