زين الدين محمود واصفى
448
بدايع الوقايع ( فارسى )
تو گردانم كه سالبهسال به تو رسانند . مدت پنج سال زحمت و مشقت كشيد و آن را تمام گردانيد . مولانا ناصر الدين محمد قارى كه در علم قراءت نافع دوران و عاصم زمان بود نايرهء حسد در كانون سينهاش مشتعل گشته به عرض پادشاه رسانيد كه اين تصنيف كه وى كرده كار بىفايده است و هيچ منفعتى ندارد . پادشاه را در عدم رعايت بهانه شد ، به وعده وفا نكرد . مولانا شهاب سر درپى مولانا ناصر الدين محمد نهاده به هرمجلسى كه مىرفت خود را به آنجا مىرسانيد و مىگفت كه : اى مخاديم [ و اعزه ] كه اينجا حاضريد ياد آريد از عرصهء روز محشر و فزع اكبر كه آنجا دست در دامن شما زده ، دادخواهى خواهم كرد كه شما در حق ( 85 b ) من اين ظلم روا مىداريد . روزى در سر مزار حضرت سلطان الاوليا و برهان الاتقيا خواجه محمد ابو الوليد كه مولانا حسين واعظ [ را ] خواجه نظام الملك ديوان اجلاس فرموده بود كه هرچهارشنبه وعظ مىفرمود و اكابر و اعالى و اعاظم و موالى و اهل فضل و ارباب فضيلت مجتمع مىگشتند « 1 » . روزى پيش از آنكه مولانا حسين متوجه منبر شوند ، مولانا شهاب مبادرت نموده برخاست « 2 » و قدم بر منبر نهاد و بر فراز منبر نشست و گفت : غرض از اين گستاخى و جرأت كه نمودم در حضور اكابر آن است كه در زمان پادشاه عاليجاه خان اعظم اكرم ، قاآن امجد محتشم . سلطان حسين ميرزا حضرت حق سبحانه و تعالى مرا مظهر تدوين فنى گردانيده كه عالىحضرت شيخ الاسلامى مولانا نور [ الملة ] و الدين عبد الرحمن جامى قدس اللّه سره السامى بر پشت آن كتاب نوشتهاند كه : « از وقتى كه قرآن نازل شده تا غايت هيچكس اينچنين كارى نكرده » ، و اين عزيزى كه اينجا حاضرند به عرض پادشاه رسانيده كه اين كار بىفايده است . من فايدهء اين تدوين را اثبات [ كنم ] « 3 » ،
--> ( 1 ) - A ، C : بودند ( 2 ) - تمام نسخ جز P : برخواست ( 3 ) - فقط در B و P