زين الدين محمود واصفى
445
بدايع الوقايع ( فارسى )
كه محنت خانهاى داريم اينجا مىتوان بودن [ چون ] مدعاى وى همين بود از جاى عيان نمود . مير فرمودند كه : در جوار خانهء خود از براى وى جاى تعيين نمودند . چون از شب پاسى گذشت آن سرو رعنا خرامان به خانهء مير درآمد . مير كه او را ديد به فراست دريافت كه از براى چكار آمده ، اما تغافل نمود . آن طوطى شكرگفتار به گفتار درآمده ، گفت كه : اى مخدوم عالميان [ و نور ديدهء آدميان ] همچنان تصور كردم كه هرموى كه بر بدن من است به مثابهء زنجيرى شد و مرا كشان كشان بدين جانب آورد « 1 » ، غالبا اين كشش از اين است كه شما را نظر عنايتى به اين كنيزك كمينه هست . مير فرمودند : كه اين تكلفها و تلبيسها « 2 » به كار نمىآيد . معلوم شد كه [ شما ] از براى چه كار قدم رنجه فرمودهايد . شما را با جمعى مسئله سخت مشكل شده و گفتوگوى آن دراز كشيده ، ان شاء اللّه كه كشف آن عنقريب ظاهر شود « 3 » . اين بگفت و دست او را گرفته بر روى زانوى خود نهادند و كليدى كه متضمن فتح قفل مشكل او بود به دست وى دادند و فرمودند كه : يقين شما شده باشد كه بدين مثقب در مقصود مىتوان شكافت و بدين كليد قفل درج مراد مىگشاده ، گوهر مقصود مىتوان يافت . معلوم شما باد كه داريم و مىتوانيم ، اما نكردهايم و نمىكنيم و نخواهيم كرد . ترك لذتهاى شهوانى سخاست * هركه در شهوت فروشد برنخاست « 4 » خلق پندارند عشرت مىكنند * بر خيال « 5 » پر « 6 » خود پر مىكنند « 7 » و به اين قطعهء مولوى مترنم گرديدند :
--> ( 1 ) - بقيهء نسخ : كشيد ( 2 ) - A : C : تمسيسها ؟ ( 3 ) - بقيهء نسخ : ميسر گردد ( 4 ) - نسخ A ، C ، B : چنين است ( 5 ) - A ، C : خيالى ( 6 ) - T ، C : سير ( 7 ) - T : ندارد .