زين الدين محمود واصفى

437

بدايع الوقايع ( فارسى )

تسكين دهند . [ بيت ] : ما بدان مقصد عالى نتوانيم رسيد * هم مگر لطف شما پيش نهد گامى چند اين مكتوب را به دست غلامى به آغاى خيابانى فرستاد . حضرت مخدومى به شاگرد خود كه برادر سوچى « 1 » بود فرمودند [ كه ] : يكى از ياران ما را تشويشى طارى شده و علاج او منحصر است به مثلث و [ آن ] جز به ماء العنب خاصه ميسر نمىشود . آن شخص دو شيشهء شراب ناب خاصهء پادشاهى را متضمن شد كه حاضر سازد . نماز شام كه معاشران گلستان وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً « 2 » آهنگ شبستان وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً « 3 » كردند و جام مشعشع زرنگار آفتاب فلك دوار از دست شرابدار فلك مطبق در قعر خم مروق شفق غوطه خورد ، تو گفتى كه ابريق رقيق عقيق در صحن « 4 » لاجوردى ريخته شد و از وى صد هزار حباب درى شهاب همچو در خوشاب انگيخته گرديد . رومىوشان مخمور از براى نقل زنگى مزاجان محرور اقراص مرواريد و كافور برطبق شب ديجور ريختند . نوعروسان ابكار ثابت و سيار از شقهء عباسى خيام مخروطى ظلام جمال با دلال بر بساطنشينان جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً « 5 » عرض كردند ، و محبوسان استار زواياى گنبذ دوار سر از دريچهء تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ « 6 » به درآوردند ، مولانا فصيح در خانهء خطيب به حافظ « 7 » قزاق قانونى اسباب معاشرت مهيا ساختند . و قريب به نماز خفتن بود كه آغاى خيابانى خود را آراسته كرده مانند حور العين به آن موضع خلد آئين آمد . و چون مولانا پارسا را نديد اظهار كلفت نمود كه : شما مرا فريب داديد ( 83 a )

--> ( 1 ) - T : سوچى يعنى شرابدار ( 2 ) - قرآن سوره 78 آيه 11 ( 3 ) - قرآن سوره 78 آيه 10 ( 4 ) - B : در صحن حمن ( 5 ) - قرآن سوره 71 آيه 19 ( 6 ) - قرآن سوره 3 آيه 27 ( 7 ) - اين كلمه به همين صورت در تمام نسخ آمده است ، T : بيله .