زين الدين محمود واصفى
434
بدايع الوقايع ( فارسى )
مهما امكن محل تأمل و احتياط است . مير فرمودند كه : به غير از ملازمان شما هيچكس را مناسب نمىبينم . مخدومى استبعاد نمودند و فرمودند كه : من از يك مرتبه عاجز و حيرانم ، ارتكاب نوبت ديگر چگونه توانم ، مخدوما وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ « 1 » مير فرمودند كه ؛ معذرت بىفايده است ، وقت تعيين فرمايند . [ و ] خطيب به مولانا قرار داده بود كه : زينهار وقتى تعيين كنيد كه در آنوقت مير در خانه نباشد و الا بيفايده مىشود ( 82 a ) . ملا فرمودند كه : بعد از نماز پيشين فرصتى هست . و آن وقتى است كه « 2 » مير به ملازمت [ ميرزا ] مىرود ، خاطرجمع كردند . مولانا به وقت مقرر تشريف آوردند و سبق را مباحثه كرده خاطرنشان ساختند « 3 » . در اثناى بحث مولانا فرمودند كه : شما را بسيار ملول و مقبوض مىيابم جهت آنچه باشد . مولانا پارسا گفتند كه : بر ضمير منير شما روشن است كه موافق مزاج مير زيستن و مطابق [ او ] بودن امرى است متعسر بلكه متعذر . مولانا فرمودند كه ، راست مىفرمائيد ، ما هميشه در فكر و انديشهء شمائيم و غم شما داريم چگونه مىگذرانيده باشيد . اما اين علاج و تدبيرى دارد [ كه ] به يارانى كه صحبت ايشان موجب نشاط و سبب انبساط باشد [ اختلاط فرمائيد ] ، به شرطى كه مير را بر آن اطلاعى نباشد . مولانا پارسا گفتند كه ، مخدوما شما خود مىدانيد كه اين فقير را مير چگونه ضبط مىنمايند ، و در چه مرتبه احتياط مىكنند . مولانا فرمودند كه : شما تردد به خاطر راه ندهيد كه ما اين امر را به دلخواه مىتوانيم ساخت . خطيب مسجد جامع حضرت مير آنچنان پير روشنضمير صافى طينت پاكيزه فطرتى است كه هركه با وى يك صحبت داشت و لواى مخالطت افراشت تا زنده است چاشنى و لذت صحبت وى از جان وى بيرون نمىرود . [ بيت ] خوش آنكه وارهاند ما را ز ما زمانى * روشنضمير پيرى يا خوبرو جوانى
--> ( 1 ) - قرآن سورهء 2 آيهء 286 ( 2 ) - A ، C : كه آنوقت ( 3 ) - A ، C : كردند