زين الدين محمود واصفى

425

بدايع الوقايع ( فارسى )

كه : حضرت امير عليشير در سر خيابان هرات قريب به تخت اللّه اكبر طرح عمارت رباطى انداخته بود ، [ و ] در [ اتمام ] آن اهتمام « 1 » [ و ] سعى تمام مىنمود . روزى با جمعى از فضلا و ظرفا بر روى كرسى عمارت نشسته بودند و معماران و مهندسان و بنايان برآورد آن عمارت مىنمودند . ناگاه شخصى طاقيهء برهء سياه و قباى پرچاكى در بر و فرجى اوريب كرده بر دوش افكنده و عربى در پاى ، بر روى كرسى دويد و [ دو ] انگشت در دهان نهاده صفير كشيد . و در روى هوا كبوتران « 2 » در پرواز ديد ، دست برهم زدن گرفت يكى مىخواست او را منع كند . مير فرمود : هيچش مگوى تا ببينيم ( 79 b ) كه چه خواهد كرد . بعد از آن روان شد و از ميان دايره‌اى كه مير نشسته درآمد و از جانب ديگر بيرون رفت ، چنانچه گوشهء فرجى او بر دوش مير رسيد . مير فرمود كه : اين شخص يا شمس نام دارد يا « 3 » احمد « 4 » يا تاج الدين ، بارى تفتيش نمائيد . يكى از اهل مجلس برخاست « 5 » و گفت : اى بزرگوار عزيزان مىپرسند كه نام شما چيست ؟ گفت : فقير را شمس « 6 » احمد تاج الدين مىگويند . غريو از اهل مجلس برخاست « 7 » . خواجه محمود مىگفت كه : هرگز مير را به آن فرح و نشاط و شادمانى نديده‌ايم . بعده مير فرمودند كه : اين اسامى ثلاثه تخلف نمىكند در اينكه مسمى به وى در غايت بلادت و حماقت مىباشد ، الا نادرا ؛ و اين بيت را خواندند : خورشيد اگر به خوبى دعوى كند به رويت * معذور دارش اى جان كو نام شمس دارد

--> ( 1 ) - A ، C : اهتمام آن ( 2 ) - B ، P : كفتران ( 3 ) - B : يا مجد ( 4 ) - P : احمد محمد ( 5 ) - A ، C ، B ، B 2 : برخواست ( 6 ) - T : شمس الدين ، P . شمس الدين محمد ، B : مجد ( 7 ) - B ، B 2 ، P : برخواست .