زين الدين محمود واصفى
413
بدايع الوقايع ( فارسى )
توپچاق به زين و لجام مغرق و بيست چكمن سقرلات عمل نبات و ده هزار تنگه به مولانا عبد الواسع انعام شده بود . مولانا صاحب دارا مىفرمودند كه : عالىحضرت سلطنت منقبت ناصر الاوليا و المؤمنين قاهر الاعدا و المتمردين فاتح ابواب الفتح و الظفر رافع اسباب « 1 » الخوف و الخطر . شاه ابو الغازى معز الدوله كهف الخافقين * آفتاب اوج برج سلطنت سلطان حسين « 2 » را روح اللّه روحه يك نفر اميرى بود كه تا فراش قضا گليم امارت و زيلوى حكومت را در ديوانخانهء ابهت و عظمت انداخته ، مثل او كسى بر مسند « 3 » امارت و جلالت ننشسته . او را محمد ولى بيك مىگفتند . صحيفه روزنامچهء احوالش به آيات كفايت و كياست و آثار درايت [ و ] فراست بر منهج دلاورى و داورى به صفت نصفت و كارگزارى موشح بود . اظهارا للعناية فى شأنه حضرت پادشاه داروغگى [ و ] حكومت شهر هرات را مع توابع و مضافات و منسوبات به عهدهء اهتمام و اجتهاد او كرده بود . و او را ملازمى بود كه [ او را ] خواجگى محمد چنار « 4 » مىگفتند و امير مذكور او را فرزندخوانده بود و داروغگى شهر را از قبل خود به دو حواله كرده بود . و او در فسق و بدمعاشى و خباثت و اوباشى به درجهاى بود كه بنات النعش اگر به صفت ذكورت موصوف بودى از پيش طاق رواق گردون از ترس او جمال ننمودى ، و اگرنه خورشيد عالمتاب خود را در لباس انوثت و معجر نسوان يافتى از ترس آن بىشرم بىآزرم در سراپرده شرق مختفى گشته ، پرتو رخسارش
--> ( 1 ) - A ، C ، B : ابواب ( 2 ) - T : سلطان حسين ميرزا ( 3 ) - بقيه نسخ : صندلى ( 4 ) - چنين است نسخهء T ، بقيه نسخ : جنار .