زين الدين محمود واصفى
411
بدايع الوقايع ( فارسى )
ميان ماده خران نعره مىزند چون گاو * خليل خيله « 1 » كس كير كير چول چلاو « 2 » اهل مجلس يك بار غلغله بنياد كردند و بر سر ملا هجوم آوردند . مولانا فرمودند كه : شما را به روح حضرت رسالتپناهى « 3 » حواله نمىكنم كه آنجا شفقت و مرحمت او بر امت اوست ، شايد كه انتقام مرا از شما نكشد « 4 » ، شما را به روح امير المؤمنين حيدر على بن ابى طالب مىسپارم كه سى و سه هزار كافر را به دست خود گردن زده . [ بيت ] : يا امير المؤمنين ميخى در اين حيزان « 5 » فرست * از فراخى گر نايستد ميخ گو هرگز نايست مولانا ميرك قرشگى [ كه ] از ندماى حضرت مير [ بود ] گفت : همچنين شهرت دارد كه مولانا نفس و نفقه به خانگى خود نمىرسانند . ياران گفتند كه : اثبات اين خالى از تعذرى نيست . گفت : مولانا را سوگند مىدهم . مولانا فرمودند كه : اى جاهل عامى و اى مظهر هزار قباحت و بدنامى ، ترا كجا ولايت آن باشد « 6 » كه مرا سوگند دهى ، اگر نفس و نفقه به خانگى تو مىبايست رسانيد مرا سوگند مىتوانى داد . مير مغول كه از جملهء امراى بزرگ و كبراى سترگ بود ، مىخواست كه دخلى كند . مولانا فرمودند كه : اى مغولك خاموش باش [ و چهرهء ناموس خود را به ناخن رسوائى مخراش ] « 7 » ، و اگرنه موجب شرع محمدى در كون تو مىاندازم . امير عليشير فرمودند كه : انداختن مسلم ، [ اما ] به موجب شرع محمدى چگونه تواند بود « 8 » ؟ مولانا
--> ( 1 ) - T ، B : حيله ( 2 ) - T ، A : چلو ، نسخه شماره 698 ، خليل خلته كسى كيركير جعل جلو ( 3 ) - A ، C : پناهى صلعم A ) بطور كامل ) ( 4 ) - P : بكشد T : تارتم ؟ ؟ ؟ غاى ( 5 ) - A ، C : خران ( 6 ) - بقيه نسخ : است ( 7 ) - كلمات داخل كروشه فقط در نسخه A و C آمده . بقيه نسخ آن را پائينتر هنگام سخن با همصحبت بعدى محمد خطاطى آوردهاند ( 8 ) - دو كلمه آخر فقط در نسخ A و C آمده .